تبليغاتX
فکر آزاد جسم دربند


بيش از هفتاد سال است که مردم و احزاب و روشنفکران ايرانی تيشه بدست گرفته و ريشه فرهنگ خويش را نابود کردند، و امروز نيز از هر سوی ميشنويم که، دموکراسی خود را ميسازد . اين را برخی از خردمندان امروزی که ماهواره دارندو ديوانه وار عاشق سينه چاک دموکراسی و دشمن نظام مملکت داری کشور خويش هستندمی گويند. کسانيکه در هشتاد سال گذشته فرصتی به آبادی و بهسازی سيستم مملکتی خويش ندادند بلکه بر عکس هم کشور و هم نظام آن را فنا کردند.از اين جهت بسيار کوتاه به يک نمونه کوچک از فساد و رشوه خواری در نظام دموکراسی اکتفا ميکنم




William Marcy Tweed


او يک ساستمدار بود که در نيويورک رهبر باند


"St. Tammany Society"


بودو از طرف اين باند نفوذ بسيار قوی وگسترده ای برای فساد و رشوه ستانی درحزب دموکرات نيويورک را داشت


1852                               رئيس انجمن شهر برای حزب دموکرات نيويورک 

 1853                               در اين سال نماينده مجلس از سوی اين حزب

 1868                               او سناتور ميشود 



او علنأ اعلام ميکند که رشوه ستان است و به يک ثروت ميليونی دو رقمی دست ميابد، در زمانيکه حقوق يک کارگر ساختمان دو دلار در روز بود و باند ذکر شده نيز ثروتی معادل دويست ميليون دلار را دارا بود.اين داستان بسيار طولانی بوده و من در همين جا به آن خاتمه ميدهم اما عزيزان ميتوانند در اينترنت دنباله اين رسوائی را بيابند و بخوانند. اين يک داستان و يا بهتر بگوئيم يکی از رسوائیهای بيشمار در تاريخ کشورهای دموکراسی ميباشد




آری دموکراسی خودش را تا به امروز به همت مردم وطن دوست آن کشورها بعد از گذشت هزاران هزار سال تا به

امروز ساخت نه بدست دموکراسی، زيرا تاريخ دموکراسی به ما ميگويد که دموکراسی چه بود و در سه قرن گذشته مردم اين کشورها ميليونها جان و خون فدا نمود ند تا نظام کشور داری آنان به شکل امروزی برسد که هنوز غرق در فساد است، در اينجا ميبايد از قهرمانان وطن دوست اين سرزمينها قدر دانی کرد،نه از کلمه دموکراسی.اما ما چه کرديم برای سيستم کشور داری خويش که از قعر تاريخ تا به امروز به دست ما رسيده؟ آيا غير از اين است که با دست خود ريشه امنيتی و نظام کشور داری اين مملکت را که از اجدادمان به ارث رسيده بود را در هشتاد سال گذشته نابو د کرديم و به دست خود کشور را فنا نموديم؟


روشنفکرانی که ظلمهای آغا محمد خان قاجار را در سلطنت پهلوی به ميان کشيدند و از دموکراسی تعريف و تمجيد کردند بدون آنکه به مردم بيسواد خويش از فسادها و نابسامانيهای دموکراسی در گذشته سخن بگويند و مردم ساده انديش را فريب دادند. به جای اينکه برای کشور ودر کنار شاهان پهلوی برای آبادی اين کشور بکوشند هم ايران و هم نظام آن را نابود کردند، برای اشخاص وطن فروشی همچون شما دموکراسی تنها دست شما را باز ميگذارد تا کشور را از روی نقشه جهان مهو کنيد


و امروز نيز که مردم ايران محتاج رهبری مقتدر و وطن دوست ميباشند، از توافق احزاب و اعضای آنان سخن ميگويند که هر يک دشمن عقيدتی ديگری است و به مردم خويش ميگويند که رهبری نخواهد بود. اين آقايان روشنفکر که سنگ دموکراسی را به سينه می زنند و مدام از حاکميت ملی سخن می گويند برای مردميکه بيش از هشتاد د رصد آنان فقير بوده که حتی حاظر هستند از فقر رای خويش را به پنجاه دلار به فروش برسانند و نيمی از آنان حتی سواد خواندن و نو شتن را ندارند


اين آقايان در بيست و هشت سال گذشته هيچگاه معنی


national unity governments

 or

national union governments


را تعريف نکردند ،برای مردميکه هيچ چيز از دموکراسی نميدانند


هموطنان عزيز از آنجا که نظام دموکراسی شبيه به حرکت يک لاک پشت ميباشد، در مواقع حساس مانند جنگ داخلی و خارجی، نظام پارلمانی عوض ميشود و تنها حزبيکه قدرتمندتر از ديگر احزاب است اداره امور مملکتی را در دست ميگيرد و يا ائتلاف احزاب قدرتمند، چنين کاری بارها اتفاق افتاده است، مانند، چرچيل در جنگ جهانی دوم ، در آمريکا ابراهام لينکلن ، در کانادا ، اسرائيل و و وو وو


در جنگ دوم جهانی چرچيل در کنار مقام نخست وزيری ، وزير جنگ نيز بود، وقتيکه چمبرلين پيشنهاد گفتگو با هيتلر را پيش ميکشد تنها با يک کلمه نه از سوی چرچيل داستان خاتمه می يابد، زيرا در وضعيت جنگی ديگر وقت يا زمانی برای رای گيری از مردم و يا مجلس وجود ندارد به اين نگاه نکنيد که بر خلاف آنزمان امروز در آمريکا دموکراتها بر سر عراق سود ميبرند و در مجلس نماينده بيشتری کسب ميکنند، و ميگويند: با رژيم جمهوری اسلامی بايد گفتگو کرد .زيرا مسئله عراق هنوز مسئله حياتی برای آمريکا نيست


همانگونه که در جنگ دوم جهانی انفجار بمب اتمی در مجلس رای گيری نشد، زيرا آنزمان وقت لاس زدن سياسی نبود، آنزمان آمريکا در خطر بود همانگونه که امروز ايران در خطر است و من از همه شما ميخواهم، از آن کسانيکه عشق ديوانه وار آنان به دموکراسی عشق وطن دوستی آنان را کور کرده ميخواهم که اقلأ به قوانين دموکراسی خويش پای بند باشيد اگر مردم ايران برای شما ارزشی ندارند


شماها که در هشتاد سال گذشته شب و روز تيشه به ريشه اين کشور زديد و مدام از خوبيهای دموکراسی سخن گفتيد ا ما فسادها ، ظلمها و جناياتی که در کنار دموکراسی انجام پذيرفت را از مردم خويش پنهان کرديد، اقلأ شرف داشته باشيد و بيائيد و بگوئيد که حتی در دموکراسی هم حاکميت ملی در زمانهای حساس مثل امروز ايران،زير پا گذاشته ميشود. همانگونه که در کشورهای دموکراسی زير پا گذاشته شد و خواهد شد اگر بار ديگر وضع حساس شود


بيائيد و شرف داشته باشيد و از روی عشق به دموکراسی نه از روی عشق به وطن

بگوئيد که ما رهبراحتياج داريم زيرا دموکراسی در مواقع حساس ميگويد


national unity governments


اما به مذهبيون و گروه چپ چه بگويم ؟ کمونيستها که شعار جهان وطنی ( انترناسيوناليسم) سر ميدهند و مذهبيون که تنها امت اسلامی را ميشناسند، ای هموطن وطن دوست،با تو سخن ميگويم که شيون هموطنان ايرانی مظلوم خود را که از هر آئين و مسلکی هستند ميشنوی! کشورمان ايران در خطر است

برخيز هموطن ، برخيز

اگر دور از کشور خويش در غربت هستيم، بيا همچو فرخ زاد مانند يک ايرانی بميريم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت 20:45  توسط برديا فروهر  | 

part 1

 

 

part 2

 

از دیگر فیلمهای ما در آدرس زیر مشاهده بفرمائید

لینک دیگر فیلمها ( کلیک کنید ) یا   

 http://www.youtube.com/profile_videos?user=bardia12345&p=r

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت 21:45  توسط برديا فروهر  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 23:38  توسط برديا فروهر  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 23:37  توسط برديا فروهر  | 


جواب به آقای ماشاالله آجودانی،که نقد و بررسی در زمان پهلوی

 

 به گروه چپ و آخوندها نبود


آقای ماشاالله آجودانی در مصاحبه خود فرمود، اگر پهلوی دوم به افکار چپی اجازه ابراز اعقايد آنان را ميداد و يا نقد و بررسی با گروه چپ ميکرد آنگاه مردم ميدانستند چپ يعنی چه و به دنبال آن نميرفتند


آقای آجودانی عزيز به خدا قسم آن زمان جنگ سرد بود، درهمين دموکراسی غربی، چارلی چاپلين را از آمريکا اخراج کردند به جرم اينکه افکار چپی دارد. همفری بوگارت هنرپيشه معروف و ستاره پر آوازه هاليود به يک دادگاه دعوت ميشود،زيرا زمزمه آن در جامعه بود که بوگارت افکار کمونيستی دارد، تا اينکه در دادگاه اعلام نمود که اين يک شايعه است و پرونده بسته شد..جان لنون خواننده گروه بيتلها از نيکسون خبر ميگيره اگه فعاليت سياسی کنی بايد اينجا را ترک کنی و جان لنون هم سکوت کرد چونکه نيويورک را دوست داشت، تا اينکه در همان نيويورک ترور شد . ايکاش به فعاليت خود ادامه ميدادشايد امروز زنده بود


در اروپا نيروهای چپ چقدر بمب گذاری و ترور کردند، در دهه ٦٠ نيز که شوروی موشکهای اتمی را در کوبا مستقر کرده بود و نزديک بود جنگ جهانی سوم اينبار اما اتمی شروع بشه.اگر در آن زمان جان اف کندی نبود شايد ما امروز زنده نبوديم

چند انقلاب کمونيستی نيز در اطراف آمريکا بوقوع پيوست


آری هموطنان من اينها تنها چند نمونه است از مبارزه عقيدتی در دوره ای که در آن وحشت افکار چپی حتی جو امع دموکراسی را فرا گرفته بود، اما افسوس که امروز تنها دوره پهلوی را نشانه گرفتند و از او ايراد ميگيرند و يا بهتر بگويم، از قول هومر آبراميان اين راد مرد ايران دوست که ميگفت: مردم ايران با دست خويش خو دزنی فرهنگی مينمايند. درود بر هومر آبراميان اين ايران دوست که قلبش رابه فرهنگ ايران باخته است، درود بر هومر آبراميان

آقای آجودانی محترم آن زمان دنيا از نيروی چپ وحشت داشت، و حق هم داشت ،شما ببين کوبا و ونزوئلا امروز با جمهوری اسلامی ايران روابط خوبی دارند آن موقع نيز چپها مثل گلسروخی مسلمان شده بودند و با آخوندها در يک جبهه بودند

اگر دنيا امروز شاه ايران را تنها گذاشته و از زمان پهلوی ايراد ميگيرد و سعی در اين دارد که ظهور اين انقلاب و حتی بيراهه رفتن انقلاب را به شاه فقيد نسبت دهد,در آن زمان در مبارزه با نيروی چپ با شاه ايران هم عقيده و متحد بود و دنيا با ايران همکاری ميکرد

در ضمن آقای آجودانی چه کسی امروز جرعت دارد از آخوندها ايراد بگيرد در خارج از کشور،در آنزمان آخوندها هزاران نفر را ترور کردند، آقای کسروی نيز توانست تا زمانيکه رضا شاه بزرگ زنده بود از ملايان نقد کند و در سال ١٣٢٤ ترور شد، در دولتی ترور شد که رضا شاه ديگر نبود

آن دولتيکه قاتل کسروی را آزاد کرد چه دولتی بود؟؟؟

آقای آجودانی محترم برای اينکه بدانيد چرا نقد و بررسی از آخوندها نبود لطفأ اين فيلم کوتاه را ببينيد

اينجا کليک کنيد

http://www.youtube.com/watch?v=YgayNNfVDCs

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 18:31  توسط برديا فروهر  | 






يک سردار با ١٠٠ سرباز سير بهتر ميجنگه تا با ١٠٠٠ سرباز گشنه

ای کسيکه به تريبونهای خارجی زنگ ميزنی و ميگی که ما رو تحريم بنزين و اقتصادی کنين، هيچ فکر کردی که مردم گشنه و بی بنزين که معتاد بنزين هستند چطوری ميتوانند با خماری بی بنزينی و گشنگی به جنگ آخوندها برن؟

البته وقتی تحصيل کردها در اپوزيتسيون جلو جلو بگن اين تحريمها خوب است از مردم چه توقعی ميشه داشت

خدا رو شکر که عراق و افغانستان جلو جلو بد بخت شدن تا ما درس عبرت بگيريم ، اگه آنها نبودند اين آقايون چه طرحهائی ميدادند.وقتيکه مردم ايران گرسنه و تشنه باشن هر حرف و نظامی را قبول خواهند کرد که خارجيها برای ما ديکته کنند

به خدا قسم اگه مش قاسم و دائی جان ناپلئون جای تحصيل کردههای ما بودن وضع ما بهتر بود. هموطن پدران و اجداد ما چنين مردانی بودندکه در عکسهای زير ميبينی، وقتی به دامان قاتلين اجداد خويش بيفتيم و به زبان آن ياغيها از آنان طلب بخشش کنيم ، چيزی جز اين سر خوردگی نصيب ما نخواهد شد

ای ايرانی برخيز و از اجداد باشهامت و دلير خويش کمک بخواه و به جای تفرقه و نفاق،هر ايرانی را دوست بد ار، زيرا که نفاق تنها سلاح دشمنان ايران است. ای ايرانی ، همين امروز برخيز زيرا که فردا با شکم تمام گرسنه ،جز سرخوردگی چيزی برای ما نميماند

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 18:29  توسط برديا فروهر  | 

بعد از جنگ دوم جهانی و تبعيد رضا شاه توسط روسيه انگليس و آمريکا،شاه جوان ايران را، شاه مشروطه کردند و دموکراسی را آنها برای ايران به ارمغان آوردند و خودشان هم چند سال بعد بساط اين دموکراسی را از ايران جمع کردند، زيرا با چشم مبارک خودشان ديدند که چه گندی به کشور زدند.حکومت نظامی پشت سرهم، تعطيل کردن مجلس، ترور افراد مانند هژير ، رزم آرا ، کسروی ... کودتای ٢٥ مرداد و ديگر موارد


مورد خنده دار اينجاست که برخی مصدقيها همانند تعزيه امام حسين ،معزنينی دارند که ميگويند

کشتند دموکراسی را در اين مملکت ،تکه تکه کردند دموکراسی را


آقا جان دموکراسی را خودشون آوردند و خودشون هم آن را بردند ، ديگه تعزيه خوندن برای دموکراسی يعنی چه؟ مردم کشور ما را از١٤٠٠ ساله که مرده پرست کردند


هر بار در اين کشور دموکراسی ،شبه دموکراسی يا جمهوری آوردند اين مملکت بدبختی ديد، قبل از تاجگذاری ر ضا شاه بزرگ که روحش شاد باد ، هم دموکراسی بود با همين بدبختيها ، حکومت نظامی ، ترور ، هرج و مرج توسط احزاب کمونيستی، ملی و مذهبی و و و و تا اينکه ملت تاج را گذاشتند بر سر رضا شاه بزرگ و به همه چيز خاتمه دادند


ای مردم ايران چرا از گذشته اجداد خويش عبرت نمیگيريد ،تا به کی بايد اين ويروس کشور ما را نابود کنه؟ بابا دموکراسی اصلأ طلا ، اما نه برای ايران ، برای ايران دموکراسی هميشه ذهر بوده، شما در نظر بگيريد در هر جای اين دنيا و شهرهای مدرن هر کسی ميتواند رانندگی کند ، هر کس آزادی دارد که ماشين داشته و آن را براند، اما قبل از هر چيز بايد قوانين رانندگی را ياد گرفت و پس از اخذ گواهينامه رانندگی ، هر کس اجازه رانندگی دارد


دموکراسی نيز چنين است ،ابتدا همه مردم ، تکرار ميکنم همه مردم يا بيش از ٩٠ در صد مردم بايدقوانين دموکرا سی را ياد بگيرند بعد .....، زيرا بدون يادگيری قوانين دموکراسی ، همديگر را ترور می کنيم و يا آشوب براه می اندازيم و هزاران مشکل ديگر ،مثال مشکلاتی که امروز در عراق و افغانستان موجود است مثال مشکلاتی که خود و پدرانمان بارها در صد سال اخير داشتند و داريم


اين پدر و پسر بودند که هر بار کشور و مردم ما را از ويروس دموکراسی نجات دادند امروز هم قرار است بار ديگر دموکراسی را به ايران بيارند بعلاوه ١٠ يا ٢٠ سال هرج و مرج . بعد از همه اين آشوبها خودشون ميان اجازه تاجگذاری ميدن


هموطن چرا بايد تاريخ دوباره بر ضد ما و نفع ديگران بدست خود ما تکرار بشه

چرا وقتی ميگيم اين يک توطئه بين اللملی بود ، ميگن نه خود شما بوديد که اين آش رو پختيد

پس جنگ جهانی دوم و تسخير ايران هم ، ما خودمون مقصر بوديم؟

چه کسی باسه ما دموکراسی آورد و چه کسی بردش؟

کودتا بر ضد يک پادشاه مشروطه که هيچ قدرتی نداره چه معنی داره؟

وقتی مصدق بوسيله قانون, نفت را ملی و دست انگليس را کوتاه ميکنه ديگه چرا کودتا ميکنه؟

چه کاری را از طريق قانون نميتوانست انجام بده که دست به کودتا زد؟

چرا نبايد خودمون تاجگذاری کنيم برای رضا شاه دوم؟

شخصی مثل من اصلأ دموکراسی نميخواد تا زمانيکه مردم فرهنگ آن را ندارند


ای هموطن تا کی ميخواهی بدون گواهينامه رانندگی کنی و کشور ما ايران را نابود کنی؟

بيا پايين و بگو که تصديق نداری


امروزه برخی ميگن : من فکر ميکنم جامعه امروز ايران, کمتر فريب ميخوره

هموطنان من، امروز وقت فکر کردن و حدس زدن نيست که آيا مردم کمتر يا بيشتر فريب ميخورند امروز وقت عمل است زيرا که ايران در خطر است ، امروز بايد اطمينان داشت



هموطن باور نکن ، وقتیکه اشخاصی ميگن که : اين يک انقلاب کاملأ مردمی بود و در گوادلوپ توطئه ای در کا رنبود . يادت باشه انقلاب بوجود مياد وقتيکه مردم گشنه باشن و رژيم ضعيف، مثل انقلاب فرانسه و روسيه ، اما مردم ايران که گشنه نبودن


+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 18:27  توسط برديا فروهر  | 

دفعه قبل که رژيم دست به سرکوب زنان و جوانان ايرانی زد همزمان گشت با نشست ايران و آمريکا در عراق. صبح روز گذشته نيز در اخبار متوجه آن شديم که رژيم از اول مرداد دست به مبارزه با زنان ايرانی ميزند و در شب همان روز فردی محترم,جناب تام لنتوس، رئيس کميته روابط خارجی مجلس نمايندگان آمريکا در صدای آمريکا تقاضای رواديد از رئيس جمهور ايران نمود ،برای مذاکره با آنان و متقاعد کردن آنان برای تغيير رفتار رژيم


رژيم با سرکوب زنان ميخواهد بگويد که او شايد رفتارش را در جهان عوض کند ليکن رفتارش درون مرزهای ايران ثا بت خواهند ماند


ای هموطن، ای کسيکه در انتظار حمله آمريکا هستی، چشم و گوش خويش را باز کن، چند بار بايد ناجيان شما بگويند که: مردم ايران بايد خود آينده خويش را انتخاب کنند؟ تا به کی بايد بشنويم: ما در پی تغيير رفتار رژيم هستيم؟


ای هموطن در سال ٢٠٠٩ دموکراتها قدرت را در دست خواهند گرفت همانگونه که آقای محترم تام لنتوس ديروز اظهار نمود و اين را بدان که اگر تا آن لحظه جمهوری اسلامی بر پای خويش استوار باشد ما مردم ايران هستيم که ا ين مبارزه را باختيم، نه تنها شما که در ايرانيد بلکه ما را نيز که در خارج هستيم و صدای شما را فرياد ميزنيم ترور خواهند کرد، ای هموطن زندگی تمام ما ايرانيان به زنده بودن ايران و تک تک ما بسته است به همبستگی ما بسته است، هموطن ايران در خطر است



هموطن آمريکا يکبار در ويتنام و يکبار در عراق به تعهدات خود پشت پازد، در عراق سبب شد که صدام نيروی نظامی خود را منسجم کند و تمام مخالفين را سرکوب کند، آمريکا آنزمان اعلام کرد که بخاطر ترس از تجزيه عراق فرمان عقب نشينی داده شد ( توسط بوش پدر ) و امروز عراق کاملأ تجزيه شده است


آزادئيکه ديگران آن را برای ما به ارمغان آورند، آزادئی خواهد بود نظير عراق و افغانستان. پس از ٢٨ سال ستم ، چنين آزادی سزاوار مردم ما نيست

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 18:26  توسط برديا فروهر  | 

ابتدا نقشه دنيا را با تجزيه عوض کن بعد بيا سراغ

Globalization



سالهاست که اين کلمه را ميشنوم ( گلوباليزيشن ) ولی در دنيا فقط تجزيه جنگ و خونريزی ميبينم. روسيه،يوگسلاوی، عراق، افغانستان و ديگر کشورها تجزيه شدند ،برخی نيز نام شمالی جنوبی نصيبشان شد ،اما شعار گلوباليزيشن همچنان زده ميشود

. هموطن هستند کشورهائی که از نحسی گلوباليزيشن گريختند آنهم اتحاد به آنها کمک کرد،مثل اروپای متحد

کشور چکسلواکی نيز تجزيه شد ولی امروز آنان با پيوسته شدن به اروپای متحد ،با زبان بی زبانی ميگويند که ما اشتباه کرديم! ايرانی مگذار که تاريخ ٢٥٠٠ ساله خويش را بر باد دهيم

ای ايرانی ،امروز اگر نا آگاهانه هم صدا شوی با آوازی که در حال نواختن است مثل انقلاب ٥٧، اينبار همه چيزمان را از دست خواهيم داد، اين را بدان که برای آبادی کشور ما ، هيچگاه ديگران آستين خويش را بالا نميزنندو برای ما طرح نميريزن

اگر قرار باشد که در کشوری هيچ تلفن عمومی وجود نداشته باشد ،شرط لازم و کافی آن است که هر شخص يک تلفن دستی داشته باشد. برای دموکراسی در ايران نيز شرط لازم و کافی آن است که همه مردم سياستمدار و تحصيلکرده باشند،کشور ی به دکتر و جراح احتياج ندارد که همه مردم آن علاوه بر شغل خود پزشکی را در دانشگاه تحصيل کرده باشند

آخر چگونه ممکن است که کشوری همانند ايران با دموکراسی و بيش از ٥٠ حزب که از کشورهای خارجی حقوق دريافت ميکنند،حافظ منابع ايران و تماميت ارزی آن در اين دنيای پر شر وشور شود


دموکراسی برای ايران حربه ای جز تجزيه کشور و غارت آن نيست، هموطن به عراق بنگر، اگر من دروغ ميگويم عراق را تماشا کن

اگر تجزيه شدن خوب و مفيد است پس چرا اروپا متحد ميشود؟ امروز بايد خوانندگان ايرانی برای جهان اين شعر را بخوانند


يه وجب خاک مال من هر چی که دارم مال تو


يه وجب خاک مال من هر چی ميکارم مال تو



آری وقت خواندن اين شعر امروز است، شاعر و خواننده اين موزيک, ٣٠ سال زودتر اين شعر را خواندند. آنها اين شعر را برای شخصی خوانند که بر قلب او و خانواده او نام ايران حک شده بود ای شاه عزيز هميشه نامت و ياد عزيزت زنده خواهند ماند

در طول تاريخ هر گاه يک پادشاه مستبد بود فقط توانست ٤ يا ٥ سال حکومت کند چونکه او را مثل،کامبيز، نرو ، کاليگولا و ديگر مستبدان کشتند، قبل از اينکه دنيا را به ويرانی کشد، اما مستبدانی که از شکم دموکراسی بيرون آمدند طول عمر زيادی داشتند، دنيا و مردم کشور خود را هم نابود کردند, مثل هيتلر،استالين،صدام، ناپلئون و غيره

دليلش بسيار ساده است زيرا استبداد در دموکراسی, ديگر احزاب را مانند گاو پيشانی سفيد ميکشد و از اينرو ثابت و مقتدر ميشود


هموطن قدری بينديش

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 18:25  توسط برديا فروهر  | 

آنزمان که کشتی تيتانک در حال غرق شدن در آبهای سرد آتلانتيک بود،ارکست کوچکی موسيقی مينواخت تا انسانها متوجه مصيبت پيش رو نگردند، امروز از طريق ماهواره ،اينترنت و ديگر وسايل خبری به مردم گفته ميشود که کشتی در حال غرق شدن است اما مردم ايران هنوز دست در دست نداده تا رژيم آخوندی را منهدم سازند،وقتی خبر جيره بندی بنزين به گوش ميرسد به جای اينکه دست اتحاد به يکديگر دهند ، نرخ خانه و اجناس ديگر را بالا ميبرند

هم ميهن عزيز، به هر فرقه و مکتب که هستی فراموش نکن که تو يک ايرانی هستی،اگر متقاعد به افکار چپ و کمونيستی هستی، فراموش نکن که يک ايرانی هستی و امروز کشورت ايران در خطر است، اما اگر خويش را به روسيه و چين فروختی فراموش نکن که کشورت و فرهنگت را چه رايگان به ديگران فروختی. آنانيکه معتقد به راست ، ميانه و حتی مذهبیه افراطی هستيد، شما در هر حال ايرانی هستيد، فردا که ايران ما نابود شد ديگر جائی نخواهد بود که بتوانيد بر آن بايستيد و اعقايد خود را ابراز کنيد

چه بسيار اقوامی که در طول تاريخ سرزمين خود را از دست دادند و هزاران سال در اين کره خاکی آوارگی کشيدند ،برخی توانستند به سرزمين خود بازگردند،برخی آن را از دست دادند و از صحنه گيتی محو شدند و برخی بصورت اقليتی بسيار کوچک و ناچيز در همان سرزمين پدری خويش در کنارفاتحين زندگی کردند تا به امروز

تنها يک نمونه از آن ،قوم يهود که با انتصاب هرودس از سوی روميان به پادشاهی رسيد، تماميت ارزی اسرائيل تا مرگ او تضمين بود و اسرائيل با دادن پول به روميان وجود خارجی داشت اما بعد از مرگ هرودس ،روميان به اسرائيل حمله کردند و اسرائيليها را به عنوان برده اسير کردند و آنان را ٢٠٠٠ سال آواره کردند تا اينکه امروز آنان به سرزمين خويش باز گشتند

امروز ديگر ٢٠٠٠ سال پيش نيست و فاتحين نيز همانند روميان آن زمان نيستند،اما آنان منافع خويش را فراموش نميکنند، مردم ايران می بايد امروز دست اتحاد به يکديگر دهند و به فکر ايران باشند، اما اگر همچنان سر سختانه پای بند اعقايد خويش باشند تا حديکه ايران را فراموش کنند و مانعی نيز برای اتحاد ايرانيان را سبب گردند، ديگر آنان را حتی ايرانی ناميدن توهينی است به فرهنگ ايرانی

بارها هندوستان را به رخ ما ميکشند که امروز آنان به کجا رسيده اند و وقتی که می گوئيم آنان يک رهبر داشتند و جنبش امروز ايران نيز محتاج چنين رهبری است، به ما می گويند جنبش ما دارای رهبری نخواهد بود آخر شما کدام هواپيما، ماشين،قطار و کشتی را ديده ايد که رهبر،راننده وکاپيتان نداشته باشد؟

قطار بدون راننده مثل همان قطار اتمی است که ترمزش بريده شده باشد. مثاليکه احمدی نژاد زده بود

تو را به خدا دست از اين ياوه گوئيها برداريد و قدری هم به فکر ايران و مردم آن باشيد، امروز ما آگاه هستيم که نياز جهان تا به چه اندازه به سوخت فسيلی است و ما اين را فراموش نخواهيم کرد مردم ايران نيز محتاج علم و تکنولوژی هستند، پس بيائيد دست در دست يکديگر داده و گذشته را هر چه که بود فراموش کنيم و به فکر آينده ای با صلح و صفا در کنار يکديگر باشيم

اگر مانع انتخاب رهبری برای جنبش ايران ميشويد، دست کم راه چاره ارائه بدهيد و مردم را تشويق کنيد برا ی اعتصابات همگام و همگانی، ديگر امروز نبايد منتظر ١٨ تير ويا ٤ شنبه سوری بود، از امروز هر روز ١٨ تير است تا سرنگونی رژيم آخوندی

وظيفه امروز ما آزاد سازی کشور از چنگال اين دشمنان است، اگر با هم متحد شديم آنگاه ميتوانيم به آن دمو اکراسی برسيم که سالها له له آن را ميزديم و فرهنگ ٧ هزار ساله خويش را فراموش کرديم ، اگر با هم برای ايران متحد نشويم و افکار و اعقايد را کنار نگذاريم ديگر ايرانی وجود نخواهد داشت

٢٥٠٠ سال پيش پادشاه بزرگ ايران کوروش بزرگ، ٢٠ قانون مدنی و ٢٠ قانون سياسی برای ايران مينويسد که امروز در سازمان ملل محفوظ است، اما ١٠٠ سال گذشته روشنفکران ،شاعران و متفکران ايران قانون مشروطه را برای ما ميساز ند که هر قانونی می بايد از نظر ٥ مجتهد عاليقدر بگذرد

کوروش بزرگ که هيچ دانشگاه را نديده بود چنين قانون اساسی مينوسيد که ٢٤٠٠ سال بعد از آن مردم نتوانستند نمونه ای مشابه آن بنويسند

وقتيکه میگويم اين چگونه قانون اساسی است؟ در جواب می شنوم، ای آقا عيب نداره مثل آمريکا ٤٠٠ سال ميجنگيم و با کمک متمم و موارد يگر ،اين قانون اساسی را با جنگ و خونريزی اصلاح ميکنيم

آری هموطن، قانون اساسی کوروش کبير قاب شده در سازمان ملل و ما ميخواهيم با کمک ٥٠ حزب برای ايران قانون اساسی بنويسم که همه احزاب مهر رضايت خود را بر آن زنند و ٤٠٠ سال با خونريزی آن را اصلاح کنند، آخر چرا از ابتدا بر روی قانون حقوق بشر کوروش بزرگ کار نکنيم ؟ چرا او توانست چنين قوانينی را بنويسد ؟ آ يا ما نميتوانيم و يا اينکه نميخواهيم قوانين ايران را همانند قوانين کوروش بزرگ بسازيم؟

در فيزيک ، رياضی وشيمی قوانينی است غير قابل تغيير که بشر بسياری از اين قوانين را هزاران سال پيش بدست آورد و با استفاده درست از اين قوانين، علم و تکنولوژی به اين نقطعه رسيده است،اما هستند کسانيکه نميخواهد که انسانها به يک اصل کلی برای سعادت بشريت برسند

اگر نيمی از مردم ايران در آينده ای نزديک چه توسط جنگ داخلی، خارجی و چه انهدام نيروگاههای اتمی پخش شده در کشور نابود شوند، مردم جهان شايد قطره ای اشک بريزند در ظاهر، ولی در باطن از مردگان اين راه قدر دانی خواهند کرد ، زيرا که امروز بحث آلوده شدن اتمسفر زمين توسط دی اکسيد کربن توليد شده بشر , بسيار داغ است


+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 18:24  توسط برديا فروهر  | 

هموطن، امروز می بايد در يک روز در چندين نقاط يک شهر دست به گردهمايی زد، زيرا اين امر سبب ميشود که نيروی سرکوبکر قدرت خويش را تقسيم کند و به ديگر نقاط يک شهر بفرستد، از اينطريق ضعف نيروی سرکوبکر ظاهر گرديده و قدرت مردم و جنبش بيشتر ميشود. ما بايد سبب شويم که نيروی سرکوبگر کوچک و کوچکتر گردد و مردم نيز آن را ببينند

از اينرو مکان گردهمائی و اعتراظات را در چندين نقطعه اعلام کنيد نه در يک نقطعه تا رژيم تمام نيروی خود را در آنجا متمرکز کند


ايرانی فراموش نکن ، چه کسانی می گويند که : اين جنبش رهبری نخواهد داشت
اين آقايان کمک که نمی کنند هيچ ، مانعی هم شده اند


زنده باد ايران, فرهنگ ٢٥٠٠ ساله و نظام پادشاهی آن که تنها عامل يکپارچگی کشور است
ننگ بر آنانيکه سدی در مقابل يگانگی ايران و ايرانی هستند و بعد از ٢٨ سال نفاق و شکاف را تشديد می کنند

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 18:24  توسط برديا فروهر  | 

آنزمان که مردم ايران فرياد زدنند ، جمهوری

 اسلامی فکر میکردند که بهشت را در ايران

 آفريدند.امروز نيز راه حل جديدی طرح

شده است

اما آيا ٧ هزار سال فرهنگ و تمدن

 ايران هيچ است؟,


اينکه نظامی بيابيم تا جلوگيری از بروز هرگونه استبدادی کند، طرحی است مقدس اما اينکه نظام جمهوری ،پار لمان و يا دموکراسی تنها جواب و راه حل برای چنين طرح مقدس است ، اشتباه است، در زير نمونه ای از نظامهای استبدادی را که از دموکراسی، جمهوری و پارلمان ظهور کرده اند را نام ميبرم

(1

ظهور آدولف هيتلر ، که با کمک حزب خود بطور کاملأ دموکراتيک به قدرت رسيد سپس تبديل به بزرگترين ديکتاتور شد

( NSDAP حزب )

(2

انقلاب سال ١٩١٧ در روسيه که پس از نابودی سار، با پارلمان آغاز شد و به کمونيست, استالين از ديگر مستبدان قرن گذشته که قاتل ميليونها انسان از هموطنان خود شد, جنگ سرد و جنگ ويتنام و و و و

(3

صدام حسين ديکتاتور بزرگ در همسايگی کشورمان

در سال ١٩٦٩ در حزب بعث به مقام معاونت رياست جمهوری کشور دست می يابد

در سال ١٩٧٢ شروع به ملی سازی شرکتهای نفتی غربی ميکند و از در آمد نفت اقتصاد را سامان داده و ارتش را قوی ميکند

در سال ١٩٧٩ مدير کل حزب بعث و بعد از آن رئيس حکومت کشور ميگردد و در ميزگردی تاريخی بسياری از اعضای حزب بعث را متهم به توطئه کرده و آنان را بی درنگ می کشد و به قله افتخارات خود با کمک حزب بعث ميرسد

.................................

البته نمونه های بسياری نيز در قرنهای گذشته موجود است

افغانستان و عراق نيز نمونه ديگری است که در پا رلمان آنها، هنوز افرادی هستند که در رژيمهای گذشته بودند و اين دو کشور قرنها با جامعه آزاد و خالی از مستبدان فاصله دارند


اينکه ما امروز با استفاده از نظام جمهوری در موقعيتی هستيم که بتوانيم جلوی بروز هر نوع استبدادی را در حال و آيند بگيريم, در آن بسيار بسيار شک دارم، مردم هر جامعه ای بايد هر زمان آماده برای مقابله با هر گونه استبدادی باشند ، چه استبداد داخلی چه استبداد خارجی . در طول تاريخ و فرهگ ما اگر استبدادی بود، فردی همچون کاوه آهنگر نيز بود، اگر کوروش بزرگ داشتيم، سربا زانی همچو، سربازان کوروش داشتيم که در کنار او و با او گام برداشتند و در مقابل مستبدان آن زمان جنگيدند



جهان ما تا به امروز هميشه دو قطبی بوده، استبدادها هميشه بودند و مبارزين نيز هميشه در مقابل آنان ايستادند، شايد بتوان روزی بهشت روی اين کره خاکی بوجود آورد که در آن هيچ

ستمگری نباشد اما آيا راه حل آن در .......... است ؟ (( تقريبأ عملی غير ممکن


هفت هزار سال فرهنگ ايرانی هميشه نيروئی بود برای جنگ با دشمنان و يگانگی ايرانيان برای يک هدف، اما از صد ساله پيش تا کنون به جان يکديگر افتاده ايم و می گوييم که ايسم من صحيح است يا به عبارت ديگر پيرو فرهنگ آناني گشتيم که در موزهای آنان آثار و تمدن ما است و يا آنانيکه فرهنگ ما را نابود کردند. تنها چيزيکه در سالهای گذشته فراموش گشته بود، فرهنگ ايران بود. به اميد آنکه به اصل خويش برگرديم

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 18:21  توسط برديا فروهر  | 

امروز بيش از تعداد الفبای فارسی احزاب سياسی برای ايران وجود دارد، بعضی تا به دندان مسلح به توپ و تانک هستند و بعضی تا موی سر پر از افکار و اعقايد غير ايرانی. حال چگونه بايد آن قشر از ايرانيان که حتی الفبای زبان خويش را از حفظ نميدانند اسم و مرام اين سازمانها را بياموزند؟

وقتيکه در اينترنت مشاهده ميکنم که دهها حزب کمونيستی وجود دارد به نامهای گوناگون ، همچون ، سازمان اقليت، اکثريت، سوسياليسم کارگری ، سوسياليسم سرمايه داری ، سوسياليسم گدائی و يا در ملييون با نامهای, حزب جبهه ملی، جبهه ملی جوانان، ملی مذهبی، ملی بی مذهبی، جبهه ملی خردسالان ، جبهه ملی سالمندان و تا آخر

وقتی اين همه حزب را می بينم,از خود می پرسم. مثلأ کمونيستها که حتی در عقيده خود يکی نيستند را چگونه ميتوان با ملييون که خود نيز صد دسته و گروه هستند متحد کرد؟ ايکاش که قضيه همين جا تمام ميشد، زيرا با اين پشتيبانی ٧٥ ميليون دلاری که از سوی آمريکا برای کمک به دموکراسی در ايران ميشود ، هر روز و هر دقيقه به تعداد اين احزاب سرعت بخشيده و بزرگترين سد در مقابل اتحاد ايرانيان شده، اميدوارم که هر چه سريعتر تعداد اين احزاب به ١٢٤ هزار برسد و همانند پيامبران, آخرين حزب اعلام کند که ديگر حزب جديدی وجود ندارد ، تا ما مردم ايران بتوانيم آغاز کنيم به متحد شدن

در نشست لندن فقط ٤٨ سازمان به کنار هم گرد آمدند، البته برخی احزاب نيز در آن نشست شرکت نداشتند. اين نشست را نشستی تاريخی نام نهادند، اما آيا ٤٨ دسته و سازمان را ميتوان جزوء افتخارات تاريخی يک کشور دانست؟ آيا اين افتخار تاريخی است يا ٢٥٠٠ سال پيش وقتی که به همت کوروش بزرگ ، شاهان شمشير خود را به احتر ام جلوی کوروش بزرگ نهادند و از آن تاريخ در کنار هم برای آزادی و سربلندی ايران و ايرانی در مقابل دشمنان جنگيدند؟ نه اينکه مثال امروز از دشمنان ايران پول بگيرن و مثل حزب چپ و ملييون کشور را به باد دهند

در کجای عالم ديده ايد که اينقدر احزاب برای يک کشور موجود باشد. آمريکا که خود تنها ٢ حزب دارد با تزريق پول باعث شکاف در ميان ايرانيان ميشود، اين عمل تنها باعث ثبات رژيم اسلامی و تاراج آن از سوی ديگر کشورها ميشود

ای ايرانی چشمت را باز کن و ببين که چگونه ما را به بازی گرفته اند ،از نادانی مردم ما و وطن فروشی همين احزاب استفاده کردند و ما را به چنين روزی کشاندند، آمريکا که خود از سازمان سيا استفاده کرد و چه گوارا را کشت, از شاد روان شاه فقيد ايراد گرفت که چرا حقوق بشر در ايران اجرا نميشود؟ شاه فقيد و وطن دوست نيز همانند آمريکا آن دسته افراد را تيرباران کرد که مثل چه گوارا جنگ مسلحانه آغاز کرده بودند، کی شاه فقيد يک ايرانی را حلق آويز کرد ؟ و يا زنان ايرانی را به روسپيگری کشيد؟وآنان را در خيابان تازيانه زد؟ کی؟

اما حکومت آمريکا امروز جنايت آخوندها را ميبيند و ميگويد ما خواهان تغيير رفتار در رژيم آخوندی هستيم، اين حرف و تزريق دلار, سياستی است که رژيم آخوندی را بيش از پيش محکم ميکند تا ايران را به حراج گذارند.

پدران و اجداد ما از هزاران سال پيش نظام پادشاهی را برگزيدند و در راه آن که همانا سربلندی کشورمان بو د جان خويش را دادند ، ايرانی بنگر که چگونه مرام و فرهنگ خود را به بازيچه گرفتيم جمهوری برای ايران مساوی است با ذلت مردم ايران، نابودی ايران و مردم آن

امروزه شما جمهوريخواهی را نميبيند که از کوروش بزرگ ، داريوش و ....رضا شاه و محمد رضا شاه نام ببرد و از آنان قدر دانی نکند به پاس خدمات فراوان آنان به ايران " البته ناسزا هم ميگويند" , اما آيا يک جمهوريخواه هست که همه ايرانيها يک صدا از او به نيکی ياد کنند و١٠نمونه از خدامات آن را نام ببرند؟

ايرانی فراموش نکن که چه ارزان ميخواهند تاريخ و تمدن ما را بفروشند ، همانگونه که بابک خرمدين, آنزمان که در قل و زنجير بود به آن خائن گفت: چه ارزان فروختی مرا

ای ايرانی بيا امروز از آن ايرانی که در تاجيکستان است و میگويد "از خون سياوشم " ياد بگير ، آنان که سا لها در استعار کمونيست بودند میخواهند امروز به آئين پدری خويش برگردند و از سرچشمه اميد ، نور و فرهنگ ايرانی که در خرابهای تخت جمشيد است نيرو بگيرند از شعر فردوسی جانی نو و از آتش زرتشت گرما بگيرند ، حال قشری از ما ميخواهند ايران را به زير سلطه چين و روسيه ببرند و اعقايد پوسيده کمونيستی و يا اعقايد بيگانگان را جايگزين اين فرهنگ و تمدن بزرگ کنند

ای ايرانی مگذار بدين شکل فرهنگ و نظام پادشاهی ايران نابود گردد





+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 18:20  توسط برديا فروهر  | 

زمانيکه ضربهای چاقو بر پيکر فرخ زاد فرود می آمد و فرياد کمک می کشيد ما او را تنها گذاشتيم

اما امروز, ايران ما را با ضربهای چاقو می خواهندبا نام جمهوری تکه تکه کنند، مردم ايران! امروز به فرياد ايران گوش دهيد، آن صدای ايران بود که از دهان فرخ زاد بيرون آمد وگفت: کدام جمهوری دوم؟ ما به تاريخ ٦ هزار ساله ايران خيانت نمی کنیم تا رجوی و بنی صدر رئيس جمهور آن باشند

فرخ زاد فقط از رساله خمينی جوک نميساخت، از جمهوری ملیيون، مجاهدين،کمونيستها و ديگران جوک ميساخت و تنها بر روی صحنه اشک می ريخت و ديگران کف ميزدند.اما ايران هنوز زنده است و فرياد می زند تا, ايرانيان خفته, برخيزند و صدای او را بشنوند


تا زمانيکه من و تو ما نشويم و نام ايران پادشاهی را همگی فرياد نزنيم فرخ زادها را می کشند.اما صدای ايران هميشه زنده است


امروز آقای بهرام مشيری با ماهواره رساله آخوندها را مسخره میکند. اما او زنده است ولی فرخ زاد کشته شد، دليلش اين است که او عربده جمهوری را می کشد و بارها از فرماندهان ارتش شاهنشاهی ايراد گرفت اما فرخ زاد آواز خواند برای مهدی رحيمی, و ارتش شاهنشاهی را ستود


سلمان رشدی لقب شواليه دريافت نمود از ملکه انگليس, اما فرخ زاد کشته شد و سلطنت سرزمين ما, از ايران بيرون شد و امروز به جای سلطنت از مشروطه نام برده ميشود. مشروطه يعنی: اگر شما مردم صغير ايران, سلطنت ميخواهيد ، آن هم بايد مشروط باشد بر اين... و يا به اين شرط


شماها که فرياد جمهوری و دموکراسی می کشيد، آيا حاظر هستيد به جان خويش و خانواده خويش قسم بخوريد که ايران تجزيه نميشود و يا اگر هم تجزيه شد قتلهای قومی در استانهای ايران پديد نمی آيد. همانطور که در هندوستان و پاکستان اتفاق افتاد و ميليونها انسان مردند،مردم ايران اگر حرف من را باور نمی کنيد برويد فيلم گاندی را ببينيد

آيا شما تعهد ميدهيد که پس از تجزيه ايران ، ترکهای ايرانی مقيم در استانهای ديگر زنده ميمانند و يا خوزستانيهای ايرانی مقيم اصفهان و و و و

پس از تشکيل پاکستان ميليونها هندی مقيم در پاکستان و ميليونها مسلمان مقيم هندوستان کشته شدند بدست هموطنان يکديگر اما انگليسيها جان سالم بدر بردند. حال می گوئيد دموکراسی دموکراسی، دموکراسی. اما به چه قيمتی؟ به قيمت خون ميليونها ايرانی . ای ايرانی از عراق درس بگير ، از افغانستان درس بگير,کدام يک از اين کشورها به يک دموکراسی مثل دموکراسی غرب رسيدند؟


تا زمانيکه آن شعار کثيف و ملعون, تبديل به جاويد شاه نگردد ، مردم ايران کشته ميشوند و جوانان ايرانی در ژاپن حمالی خواهند کرد و زنان و دختران ايرانی به کنيزی ١ ساعته اعراب در می آيند


هموطن ، قبل از اينکه جمهوری اسلامی بار ديگر اسطوره جديدی را در زندان اوين بسازد و او را به خارج از کشور صادر کند برای تبليغ و بر دست گرفتن رهبری ،برخيز و نام شاهزاده رضا پهلوی را فرياد کن, چه کسی شايستگی تاريخ ٦ هزار ساله ايران را دارد جز شاهزاده؟

٥٠ سال ديگر زمانيکه نفت ايران کاملأ تمام شد اگر به دارالفنون برويد و از دانش آموزی بپرسيد مصدق که بود،کسی او را نخواهد شناخت ، زيرا که ديگر نفت نخواهد بود و نه شغل نفت فروشی و يا اسطورهای آن، اما اگر از کسی بپرسيد :امير کبير که بود؟ خواهند گفت آن کس که اين مدرسه را تاسيس کردو هزاران خدمات ديگری را که برای ايران انجام داد. آری هموطن ، امروز بسياری در ٢٨ مرداد گير کرده اند در صورتيکه ايران را آخوندها به حراج گذاشتند


هموطن اميرکبيرها وزيران ايران بودند نه دکتر مصدقها
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 18:20  توسط برديا فروهر  | 

هنگاميکه بر گمان غيرممکن روسيه، چين، آمريکا، فرانسه، انگليس، اسرائيل و آلمان در مورد تغيير و براندازی جمهوری اسلامی هم سو بشوند آنگاه اپوزيسيون ايرانی نيز در نشستهائی نظير نشست پاريس دست از تضاد و دشمنی با يک پارچگی ايران بر ميدارند. مگر حزب چپ و يا کمونيست, نوکر چين و روسيه نيست؟ مگر نه اينکه تمام ياران جبهه ملی دستور خود را از فرانسه ميگيرند و ٤٨ سازمان ديگر نيز به همين روش گوش به فرمان اربابان خويش از جانب يک کشور می گيرند و به منافع شخصی خودشان فکر می کنند جز خوشبختی و نجات مردم ايران. برخی از اين ها که حتا خود را اوپوزيسيون می نامند "يک بت" يعنی يک فرد را که مردنی است را به ايران بی مرگی ترجيح می دهند.

مگر غير از اين است که اين آقايان نوکر هر کسی هستند جز ايران؟ از کجا پول بدست آوردند تااسلحه و تانک بخرند؟

مردم ايران بايد فرياد های خود را به سوی جامعه جهانی نشانه گيرند نه به آخوندهای جلاد که ايران را به فرمان کشور های بيگانه تصاحب کرده اند، زيرا بعد از سرنگونی همين رژيم کثيف آخوندی، جهان پول مردم ايران را که از سوی آخوندها به غارت رفته است در بانکهای خود نگه می دارد و از اين جلادان نيز حمايت خواهد کرد. آيا ميلياردها دلار پول ايران پس از دوران شاد روان شاه در بانکهای خارجی نيست؟ چرا به بهانه ساخت بمب اتمی اين پولها را تبديل به آذوغه نمیکنند به مردم گرسنه ايران نمی دهند؟ چرا آمريکا يا انگليس حاضر می شود ٧٥ ميليون دلار به اپوزيسيونهای بی خاصيت پرداخت کنند؟ اپوزيسيونهائی که چشمشان را به اربابان خود دوخته و امروز با وقاحت میگويند مردم از ما نبايد توقع داشته باشند که بتوانيم صدر در صد رژيم را سرنگون کنيم و ميگويند که ما بايد به خواست جهان سيستم جمهوری داشته باشيم. يا اينکه می گويند : ايران امروز آبستن دموکراسی، برای جمهوری. است . اگر ايران به هر چيزی آبستن است، شما بوديد که به "ايران" تجاوز کرديد و همين آخوندهای کثيف هم صيغه عقد شما و اربابانتان را جاری کردند شما که خواستار جمهوری هستيد نميدانيد که بچه نا خلف بدنيا خواهيد آورد، نمونه آن 28 سال بارداری نا خواسته است.

سيستم جمهوری داشته باشيم تا گروه های چپ، توده ای، جبهه ضد ملی، مذهبی ها (ارتجاع سرخ و سياه) ايران را به روسيه و چين بفروشند ويا حزب ديگری به فرانسه و يکی ديگر به انگليس و و و و و . خوب گوش هايتان را باز کنيد کشور ايران متعلق به ايرانيهاست متعلق به تمام مردم ايران، به همان نژاد آريائی است و هيچ شخصی اجازه اين را ندارد که به تاريخ ٦ هزار ساله ايران خيانت کند و فرياد فدراليسم، جدائی استان ها، ايسم ها، جمهوری فردی، تجزير زير نام خودمختاری و ديگر ايسمها را بکشد


+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 18:19  توسط برديا فروهر  | 

هفته گذشته در برنامه تلويزيونی مشاهده کردم که انسانها چگونه در چين مثل بردها زندگی میکنند و معترضان را تيرباران کرده و اعضای داخلی اين اجساد را می فروشند. در روستاها و کارگاههای صنعتی نيز بالای سر هر ده نفر يک نظامی از سوی رژيم, آنها را وادار به کار کرده و دولت چين با دادن کمترين دستمزد به کارگران ,دنيا و بخصوص ايران را پر میکند با اجناس ارزان و به درد نخور چينی

هموطن عزيز هر گاه يک جنس چينی خريدی فراموش نکن که با اين کار جز حمايت از برده داری کاری نمی کنی با خريد يک کفش ارزان چينی ، اول اقتصاد داخلی و کار يک کفاش را از بين می بری ، از سوی ديگر شلاق را محکم بر سر آن برده چينی ميزنی . با خريد هر جنس چينی روابط رژيم اسلامی را با دولت چين تا جائی محکم
می کنی که چين در سازمان ملل پشتيبان ايران باشد ؛

هموطن اگر ترس از رژيم داری و تظا هرات نمی کنی لا اقل جنس چينی نخر ، ابتدا با تحريم اجناس چينی
شروع کن. ايکاش مردم ايران بر حسب عقل, تحريمی همانند تحريم تنباکو انجام دهند نه بر اساس فتوای يک آخوند شپشو بيسواد ، دزد ، تنبل ، گامبو، و.و.و.و. و


رژيم جلاد اسلامی نه تنها از سرما يه ملی ايران دزدی ميکند بلکه اقتصاد داخلی ايران را هم به چين و اروپا می فروشد , در کشورهای اروپائی مادر به فرزندش ياد ميده که جنسی که می خره مطمئن باشه که از کشور
خودش است, و دليل اينکه ضديت با خارجی در کشور های اروپا ئی وجود داره به دليل اينه که خارجی در نهايت
تمام ثروتش را به وطنش می برد

آری راه ديگری نيز برای جنگيدن با رژيم اسلامی است و آن قطع شريان اقتصادی اروپا ، چين و روسيه است در ايران .هموطن به جای اينکه سی روز روزه بگيری و برای خريد ٥٠ متر زمين توی بهشت خمس و زکات به آخوند ميدی بيا برای ساختن ايرانی خود کفا شروع کن به تحريم خريد اجناس خارجی اگر تمام ايرانيها ٥٠ در صد هم روزه
اقتصادی بگيرن در کالاهای روزانه يا ماهانه بهشتی در ايران برای فرزندانشان می سازند
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 18:18  توسط برديا فروهر  | 

ماهواره و رادارهای انگليسی را مرغان ابابيل از کار انداختند تا پاسداران ملوانان انگليسی را اسير کنند

امروزه که قوای نظامی انگليس مجهز به بهترين تکنيکها , ماهوارها و هزاران ابزار ديگر هستند درخليج فارس پاسداران را نمی بينند . در آبهای خليج فارس که درخت يا غاری نيست تا پاسداران خود را مخفی کنند و در يک چشم به هم زدن روبروی ملوانان انگليسی بايستند و پس از دستگيری از آنها فيلمبرداری هم بکنند. حتی ماهوارهای انگليسی هم کور بودند و پاسداران را در آب رديابی نکردند. در اينجا اين سوال پيش می آيد که آيا تبليغاتی که در تلويزيونها برای تکنيک جديد در ابزار جنگی می شود را باور کنيم و يا اينکه گفته های دائی جان ناپلئون را


در هر صورت وضعيت دردناک ١٥ ملوان انگليسی هم لکه ننگ ديگری در تاريخ پس از انقلاب است و من اميدوارم که اين ملوانان صحيح و سالم به کشور خويش باز گردند البته تمام مردم ايران پس از انقلاب ننگين پنجاه و هفت به اسارت رژيم آخوندی گرفتار شدند و آزادی مردم عزيز خويش را هم آرزو دارم
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 18:18  توسط برديا فروهر  | 

ايکاش آن زمانيکه مردم ايران از وضعيت ذاغه نشينان کشور خويش آگاه شدند،دست در دست يکديگر ميدادند ويک خانواده فقير را با همياری ١٠ خانواده ديگر که از سطح متوسط بودند نجات میدادند و به جای آنکه چوب عدل الهی و يا عدل " ايسمهای " بيگانه را بر سر خويش بزنن با ياری يکديگر به ساختن و بازسازی کردن سيستم می پرداختند نه سرنگونی و ويران کردن آن

اينکه مردم ايران بعد ازگذشت ١٠٠ سال و ديدن ٣ انقلاب،ورود متفقين و حمله عراق ، سکوت می کنند،جای تعجب ندارد،زيرابرای مردم معنی کلمه "اصلاح " آشکار شده و امروز میدانند که غيرازانقلاب کلمات ديگری نيز درادبيات سياسی وجوددارد. سکوت امروزمردم, بسيار خطرناکتر از فريادهای گذشته آنان است .اما اين سکوت جوابی است به اشخاصيکه از عدل و عدالت صحبت میکردند و برخی از آنان که شهامت ندارند بگويند ما اشتباه کرديم، میگويند :اين اشتباه محاسباتی بود که جمهوری اسلامی پديدار شد

اين آقايان به جای اينکه همچون فريدون فرخزاد برخيزند و بگويند که من اشتباه کردم و جان خويش را همچون او فدای اشتباه خويش کنند، هنوز انقلاب ٥٧ را پر برکت ميدانند،اميدوارم که بتوانند روزی در ايران اين سخنان را برای مردم خويش تکرار کنندو يک نمونه از برکات انقلاب را برای ايرانيان بشمارند

ايکاش پس از تسخير ايران توسط متفقين و تبعيد نمودن رضا شاه پهلوی،مردم آن روز انقلاب می کردند و از شاه و کشور خويش دفاع می کردند نه آنکه سالها بعد در قيام ٢٨ مرداد بگويند : شاه بود که کشور و نفت ايران را به انگليس فروخت. خير هموطن عزيز اين سکوت مردم بود

در تاريخ ايران, ملی شدن صنعت نفت فقط به نام دکتر مصدق رفته،ولی هيچگاه مردم از خويش نمی پرسند که آيا شاه ايران نيز تمايل به اين امر را داشته است يا خير ؟ زيرا اين شاه فقيد بود که دکتر مصدق را وزير کشور نمود، اينکه ايران از فروش نفت پول بيشتری نصيبش گردد هدف شاه ،مصدق و بسيار اشخاص ديگری بود، و ايکاش که دکتر محمد مصدق محترم در کنار شاه و مردم خويش قدم به قدم, گام برای آبادی اين کشور بر میداشت و فتوحات بسياری همچون ، ملی کردن صنعت نفت را برای کشور عزيزمان به ارمغان می آورد

چرا دکتر مصدق آن زمان به اصلاح سازی نپرداخت؟ آيا اين دکتر مصدق نبود که پس از پيروزی در ملی شدن صنعت نفت، درخواست انتقال وزارت جنگ به دولت را از شاه نمود درخواست از طرف شاه رد شد. به همین دلیل دکتر مصدق در ۲۵ تیرماه ۱۳۳۱ از مقام نخست وزیری استعفا کرد و ،،،،،،،،،،، و

همانگونه که انقلاب آنزمان حرکتی بی ثمر بود امروز اصلاح طلبی بی ثمر است
ظلمی که رژيم اسلامی بر مردم ايران میکند از يکسو بماند اما خواندن و شنيدن جمله زير تمام وجود من را آزار ميدهد


انقلاب اسلامی محصول رژيم پهلوی بود


قبل از انقلاب میگفتند: شاه باعث فقر در قشری از مردم ايران است، در ٢٨ مرداد هم گفته ميشد که شاه کشورو نفت ما را به بيگانگان رايگان ميدهد،امروز هم پس از گذشت ٢٨ سال از انقلاب ٥٧ ،تنها شاه بايد جوابگوی اين همه ظلم و ستمی باشد که ملايان بر ايران میکنند، لابد اگر در آينده آمريکا به ايران حمله کند باز شاه فقيد و گرامی مقصر است؟ ء


آقايان دست برداريد از اين برهان بيهوده و عوامفريبانه خويش، اگر مردم ايران هم اکنون حق رای و دادن نظر خويش را ندارند،شما انصاف داشته باشيد و کمتر حرف بيهوده بگوئيد و دلايل واهی را وقتيکه ايران آزاد شد نشان دهيد تا از مردم جوابش را دريافت کنيد


اگر مردم ايران به جای انقلاب و نبرد مسلحانه به سپاه دانش ويا سپاه ترويج و آبادانی می رفتند و به شاه و مردم ايران کمک می کردند ذاغه نشينها و فقر از ايران می رفت ، اگر مردم جلوی تبعيد رضا شاه را میگرفتند و خيلی چيز های ديگه,, آنوقت ايران ما آزاد بود


+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 18:17  توسط برديا فروهر  | 

آقای مشيری محترم ، شما يکبار فرموديد که شاه ايران هميشه آماده بود برای فرار از کشور. اگر شاه فقيد ٢ بار کشور را ترک کرد, بخاطر اين بود که مردم ساده انديش کشورش او را مجبور به ترک کشور کردند ، اگر شاه فقيد هر بار با افتخار کشورش را از طريق هواپيما ترک کرد, آقای مصدق برای اولين و آخرين بار توسط نرده بان از روی ديوارها ,سنگرش را ترک کرد. سنگری که هيچ رابطه ای با ملی شدن صنعت نفت نداشت

آيا آقای مصدق توسط شاه فقيد منصوب نشد تا در ملی شدن صنعت نفت همياری کند؟ چرا درتاريخ ايران هر پيروزی را به وزرا نصبت دادند ولی نالايقی و شکست همين وزرا را بر گردن شاه فقيد نهادند؟

چه فرقی است ميان به توپ کشيدن مجلس و يا منحل کردن آن توسط وزير کشور آقای مصدق؟
آيا وظيفه يک وزير به آشوب کشيدن يک کشور است يا انجام وظيفه برای مردم؟
آيا ميتوان ٢ سال وزارت مصدق را با وزيری همچون امير کبير مقايسه کرد؟

در کشور هلند آنزمان که رهبر حزب نژاد پرستان ترور گرديد مردم هلند با رای اکثريت حزب نژاد پرستان را انتخاب کردند، زيرا در دموکراسی ترور هيچ جايگاهی ندارد ، اما بعد از ترور وزير دربار ( هژير ) و سپهبد رزم آرا در دوران وزارت دکتر مصدق, چنين عکس العملی بوقوع نپيوست,بلکه بر عکس،زيرااين ترورها بود که سبب ترس نمايندگان مجلس گرديدو مجلس آقای مصدق را انتخاب کرد

اينکه دکتر مصدق را برخی اشخاص به عنوان پدر دموکراسی در ايران ميدانند چيزی جز عوامفريبی نيست. رزم آرا و هژير توسط فدائيان اسلام ترور گرديدند که آيت الله کاشانی نفوذ بسيار بزرگی در فدائيان اسلام داشت و اين دکتر مصدق بود که دست دوستی به اين تروريست داد و او را رئيس مجلس کرد
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 18:15  توسط برديا فروهر  | 

جنگهای داخلی و تجزيه کشور ها با ورود دموکراسی يا جمهوری



روم باستان که حدود ٥٠٠ سال به شکل جمهوری و دارای مجلس بود ، بارها غرق در خون گشت توسط جنگهای داخلی و مافيای مجلس.ژوليوس سزار هم در مجلس توسط سناتورها به قتل رسيد،، کشور هندوستان که تجزيه شد و ميليونها انسان کشته شدند تا به گاندی ثابت شود که شعار عدم خشونت او شکست خرده است , و يا جنگهای داخلی آمريکا نيز مورد ديگری است ، فراموش نکنيد کشتارهای اروپا و جنگهای ناپلئون را و هزاران هزار نمونه ديگر از کشتار و تجزيه کشور ها به ميمنت ورود دموکراسی يا جمهوری. چه جمهوری وچه نظام پادشاهی شکوفا نخواهند شد اگر جامعه, اين حکومتها را پشتيبانی نکند.کشور چکسلواکی تجزيه شد ، اما حالا همين کشورها تلاش ميکنن که دوباره وارد اروپای متحد بشوند، هموطن آيا اين حرکت مسخره نيست؟ يکی نيست بياد از اين متفکران بپرسه تجزيه شما چی بود ؟ حالا چرا ميخوا هين بيائين تو اروپای متحد؟

بارها و بارها روشنفکران ايرانی نظام شاهی را به باد مسخره گرفته و هزاران هزار ايراد از نظام شاهی گرفتند و ميگويند: جواب تمام مشکلات امروز ايران, در دموکراسی و جمهوری است. خانمان و آقايان روشنفکر!! قدری چشم خويش را باز کنيد و ببينيد که با ورود دموکراسی کداميک ازاين مشکلات ذکر شده در جامعه ايران ظاهر خواهد شد. ايران در انقلاب ٥٧ نشان داد که جامعه هيچگونه آگاهی سياسی را ندارد و مردم با اين انقلاب نشان دادند که صلاحيت حکومت مردم بر مردم را ندارند ؟

هموطن عزيز، مراقب باش تا ما چنين حرکت بيهوده ای را نکنيم! جمهوری هميشه مساوی بوده با خونريزی و تجزيه

جامعه فعلی ايران, قرنها فاصله دارد با دموکراسئيکه هم اکنون در آمريکا بر قرار است. تازه علاوه بر آن در آمريکا يک دموکراسی ٢ حزبی وجود دارد و به مجرد ظهور سومين حزب در آمريکا,بايد گفت که زمان وداع با آزادی در آمريکا خواهد رسيد و ما ديديم که در دهه ٦٠ و ٥٠ حزب کمونيست جايگاهی در آمريکا نداشت، و اما در حال حاظر بيش از ١٠ حزب در داخل و خارج ايران در تلاش برای نابودی و تجزيه شدن ايران را دارند.اگر روزی مردم ايران موفق به سرنگونی رژيم آخوندی بشوند ، احزاب خارج از کشور دست از نزاع با يکديگر را بر نخواهند داشت و مدام در جنگ و ستيز با يکديگر خواهند بود و اگر به ايران برگردند ايران نيز مثل فلسطين صحنه جنگ احزاب خواهد بود

هموطن عزيز, آينده دموکراسی و جمهوری در ايران بسيار تاريک و مه آلود است , بيراهه جمهوری بسيار بسيار تنگ و خطرناک است ، ما هيچگاه نميتوانيم يک شبه به قله دموکراسی غرب برسيم. ما بعد از گذشت صد سال حتی يک قدم هم به جلو پيش نرفتيم

هموطن عزيز! در اروپا قبل از انتخابات ، احزاب قولهای بسياری را به مردم خويش ميدهند و وقتيکه بعد از انتخابات به قدرت ميرسند تنها کاری را که انجام نميدهند ، اجرای قولهای حزب پيروز گشته است. اينقدر از احمدی نژاد ايراد نگيريد زيرا جمهوری يعنی انجام ندادن قولها و وعدها ، البته اينجانب از آمريکا خبر ندارم اما در اروپا که چنين است


شما روشنفکران!,, يک کشور را نام ببريد که بدون خونريزی و تجزيه به جمهوری رسيده و من ١٠٠ کشور در طول تاريخ نام ميبرم که تجزيه شد و ميليونها انسان فنا شدند، علاوه بر اين فراموش نکنيم که تجزيه طلبی در عصر حاضر در ايران وجود دارد و جای تاسف دارد که ايرانيان بعد از ٢٥٠٠ سال که در کنار يکديگر در خوشی و سختی با هم زندگی کردند امروز با پيدايش نفت و پول مفت بانگ تجزيه سر دهند

در آينده, اسم تجزيه طلبان و کسانيکه کمک در اين امر را کردند هيچگاه در کنار کورش کبير, بابک خرمدين ، رئيس علی, فردوسی و ديگر مبارزين ايران دوست قرار نخواهد گرفت

خاندان پهلوی, چه کارها که برای ايران کردند اما مردم ايران چشمشان بسته بود و آنها در پی ملايان ، بختيار و مصدق بودند. اين آقايان چه کاری انجام دادند برای ايران ، اگر تخمی را که اين آقايان در ايران کاشتند تخمی بهشتی بود ، بايد امروز محصول حاصل از اين تخم نيز بهشتی بود

البته شما روشنفکران می فرمائيد، صنعت نفت را فقط مصدق ملی کرد و شاه ايران هيچ کاره بود، اما سانسور فيلم گوزنها را شاه مقصر بود ، هر نقصی را در ايران شاه مقصر بود ولی پيروزيها را ديگران مصبب بودند

هموطن برخيز و آگاه باش زيرا محصولی که ايران امروز درو ميکند ، حاصل تخمی است که مصدق در قيام ٢٨ مرداد، ملايان و بختيارها در سال ٥٧ در ايران به نام تجدد ، دموکراسی و جمهوری کاشتند ( تجدديکه هزاران سال سابقه تاريخی دارد)ءء

بختياريها امروز میگويند که اين تنها بختيار بود که آينده ايران را پيش گوئی گرد و گفت : مردم شما ديکتاتوری چکمه را رها می کنيد و ميرويد دنبال ديکتاتوری نعلين

اين سخن که يک غيب گوئی نبود ، هر آدمی با نيمچه عقلش اگر حرفها و کتابهای خمينی را ميخواند همين نظر را داشت، جبهه ملی و روشنفکران ايران نيز خوب ميدانستند که خمينی چه در سر داشت اما اينکه به مردمشان حقيقت را نگفتند بزرگترين جنايت را به ايران کردند

تمام اين آقايان خوب ميدانستند که خمينی چه افکاری در سر داشت اما تمام آنها به مردم ايران خيانت کردند. هموطن ايرانی, چگونه ميتوان قبول کرد که بنياد اين احزاب, بر ميهن دوستی استوار بوده است؟

حال صرفنظر ميکنم که آقای بهرام مشيری نا دانی سياسی روشنفکران آن زمان را بر گردن شاه مظلوم ايران ميگذارد، اميدوارم که مردم ما در اين مورد نصبت به شا ه فقيد کم لطف نباشند

بايد بگويم در هر کشوری که در آن دموکراسی است مدير کل يک حزب به نخست وزيری ميرسد ، اما آقای بختيار خود نخست وزير ميشود. در صورتيکه مدير کل جبهه ملی, آقای دکتر سنجابی بود که در آن زمان در پاريس تشريف داشتند تا با خمينی مشورت کنند و زمانيکه متوجه شدند بختيار خود را وزير کرده تحت اعلاميه ای بختيار را از جبهه ملی اخراج کردند و خمينی هم همزمان دولت بختيار را به رسميت نشناخت . هموطن ايرانی! اين داستان برای ما که دموکراسی را در خارج ديده ايم خنده دارترين حرکت سياسی است از سوی دموکراتها

اين حرکتی را که بختيار انجام داد, بی ادبانه ترين حرکتی است که يک دموکرات يا جمهوريخواه ميتواند انجام بدهد ، و يا آقای بختيار چگونه به خود اجازه داد که فرودگاه را به روی خمينی ببندد؟ آيا او شعار((خمينی رهبر)) مردم را نميشنويد؟ شخصی که فرياد دموکراسی سر ميدهد و مسببب سرنگونی شاه ميشود چگونه فرودگاه را به روی خمينی ميبندد و فرياد مردم را نميشنود؟بايد عرض کنم اگر انقلاب ٥٧ به خونريزی کشيده شد، مقصرش آقای شاپور بختيار بود که بر خلاف تمام يارانش در حزب جبهه ملی عمل کرد و دولت يک کشور را نابود کرد. اين بختيار بود بود که سبب شد خمينی دولت او را به رسميت نشناسد و فتوا دهد برای سرنگونی ارتش و دولت

آقای بختيار اسم زيبائی را به خود نهاده بود،،، مرغ طوفان

هموطن عزيز آيا بدبختی امروز ايران را همان روشنفکران و جمهوری خواهان سالهای ٥٧ و قبل از آن برای ما به ارمغان نياوردند؟
آيا همين آقايان جمهوری خواه نبودند که چشمشان را بستند و گفتند خمينی رهبر ؟
هموطن چه کسانی مردم ايران را تحريک کردند به برندازی رژيم پهلوی؟
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 18:13  توسط برديا فروهر  | 

دکتر و مهندس های ايرانی را بعد از انقلاب در کشورهای خارجی گرفتند و به آنها شغل دادند ،حتی يک خربزه فروش هم توانست شغل شريفش را در خارج ادامه و توسعه بده و با مردم آن کشورکاسبی کند. اما يک نفر از آن خائنينی که رژيم باشکوه پهلوی را منهدم کردند و اسم خود را سياستمدار گذاشتند , نتوانستند شغلی را همرديف حزب و مرامشان در کشورهای خارجی بدست آ ورن

چرا؟

برای اينکه هيچ عاقلی, به شخصی که چنين خيانتی را به کشورش کرده ،نمی تواند اعتماد کند.

چنين جنس و کالای مرغوبی را ٢٨ سال است که از آن حفاظت می کنند تا اگر وقتش رسيد دوباره به ايران ديپورتش کنند، وای به آن روزيکه اين ويروس باز به ايران برگردد

الان هم ، از ٢٨ سال است که اپوزيتسيونها بر سر اين با هم دعوا دارند که من ميشم رئيس جمهور و تو بشو شهردا رتهران،و همين جور چيزها و از آنجائيکه همه ميخوان رئيس جمهور بشوند ، مجبور ميشوند که ايران را تجزيه کنند تا همگی به خواسته خودبرسند

زمانی بود که اعراب هوس تاج کيانی می کردند امروز همه اپوزيتسيونها

ای ايرانی ، ايران دوست ، مردم ما از ٢٥٠٠ است که برای نظام پادشاهی جنگ کردند و خونها دادند ، چرا شما نشستيد و به چند قطره خونی که در صد سال گذشته ريخته شده و دست بيگانه هم در آن داخل بوده فکر می کنيد؟

وقتی ميگم چند قطره خون ، از اين خاطر است که در مقابل خونهائيکه در طی ٢٥٠٠ سال ريخته شده برای حفاظت ايران و نظام آن ، خونهای ١٠٠ سال اخير چند قطره به نظر مياد

کشور ايران امروز محتاج آزادی بيان است نه آزادی بيان دروغ
ايران محتاج اقتصادی سالم است نه دزدی
آيا در زمان سلسله هخامنشی نبود که ايرانيان مردمی آزاده بودند؟
درود بر نظام پادشا هی و آزاديخواهی ايران
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 18:12  توسط برديا فروهر  | 

آن زمان که شاهنشاه آريامهر جشن ٢٥٠٠ ساله را تدارک ديده بود و تمام دنيا را مبهوت کرده بود.بعضی اشخاص يا افراد نامرئی می گفتند: شاه پول ايران را برای يک جشن هدر کرده و و و و

اما امروز بعد از ساخت فيلم ٣٠٠ مردم به راديو های خارج از کشور تماس گرفته و اعتراض می کنند، امروز می گويند چرا هاليود فيلمی واقعی در رابطه با ايران باستان نمی سازد؟ هموطن عزيز تخت جمشيد را می خوا هند زير آب ببرند ما به فکر تحريم فيلم ٣٠٠ هستيم

آن زمان که شاه فقيد جشن تاريخی برگذار می کرد چنان کرديم ، امروز که هاليود بر طبق خواسته ايرانيان آن دوره فيلم میسازد باز دلخور هستيم، هموطن ما چه می خواهيم ؟ ء

اين اشخاص نامرئی که امروز از فيلم ٣٠٠ که يک کارتون است ايراد می گيرند همان کسانی هستند که از جشن ٢٥٠٠ ساله ايراد می گرفتند ، فيلم ٣٠٠ تا ٣٠٠ روز ديگر به فراموشی سپرده خواهد شد ولی تخت جمشید هزاران سال ديگر پا بر جا خواهد بود اگربدست جمهوری اسلامی به زير آب نرود

از ايزد يکتا خواهان تندرستی برای شهبانو فرح پهلوی و خاندان پهلوی هستم و برای مردم خويش رهائی از اين ظلم و ستم را آرزو دارم
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 18:11  توسط برديا فروهر  | 

در عصر معاصر ، برخی با برچسبهای مختلف کنار اسمشان بيرحمانه به نظام پادشاهی ايران حمله بردند و ميبرند و اسم تجدد را بر اعقايد خويش ميگذارند

گيرم که اشخاصی امثال من که سلطنت طلب هستند ديوانه, اما ديگران عاقل و فرزانه. آيا فرد بزرگی همچون فردوسی نيز مجنون و يا نا آگاه بود که شاهنامه را بر کتابش نام نهاد


روميان باستان نيز صاحب جمهوری بودند، پس اينکه امروزه اسم تجدد را دوستان خانم امير شاهی بر جمهوری می نهند کاملأ اشتباه و عوام فريبانه است


دموکراسی ٣٠٠٠ سال پيش توسط يونانيان اختراع شد، پس تجدد يعنی چه؟

ديگر آنکه اين چه نوع حکومت مردم بر مردم است که سياستمداران پشت درهای بسته با يکديگر بحث می کنند

اگر فردوسی نظام شاهی را بر جمهوری ترجيح ميداد آنوقت از او اثری داشتيم با نام ,,,جمهوری نامه

از آنجا که جمهوری و دمو کراسی قدمت تاريخی دارند پس فردوسی نيز از تجدد جمهوری خواهان امروز آگاه بود ولی ٣٠ سال وقت صرف شاهنامه کرد

امروز نيز مردم ايران ٢٨ سال از ٣٠ سال محنت فردوسی را کشيدند، اميدوارم که مردم ايران در اين ٢ سال باقی مانده واقف گردند به خطای خويش.فردوسی با اينکه از شاه آن زمان در فرار بود اما به پاس حرمت بر اجداد و نياکان ايرانی خويش شاهنامه را به اتمام رساند، اما اگر او امروز زنده می بود از اشخاص تجدد خواه گريزان بود

براستی که ايرانيان اين دوره برای شاعران نسل آينده مواد اوليه ای را به جای گذاشتنند برای نوشتن


ننگنامه ايران

چرا آقای مشيری, نادانی سياسی مردم و روشنفکران سالهای ٥٧ را به شاه فقيد نسبت ميدهد؟ و دائما از آگاهی دوران مشروطه به وجد می آيد؟

آگاهی مردم در دوران مشروطه از کجا آمد؟

مگر در آن دوره استبداد وجود نداشت؟ پس مردم در دوره مشروطه از کجا اين دانش را کسب کردند؟ و يا چرا اين دانش را به فرزندان خويش ياد ندادند؟ آيا نسلی در عرض ٧٠ سال ميتواند چنين از نظر فکری نزول کند؟

هموطن عزيز ، همانگونه که توسط يک انقلاب نميتوان يک شب به قله علم و تکنولوژی غرب رسيد، همانگونه نيز کپی کردن نظام سياسی غرب يک شبه نا ميسر است

در ٦٠ سال پيش , در آلمان , انتقال حکومت از يک حزب به حزبی ديگر حتی با رای اکثريت مردم ، بدون جنگ و خونريزی ميسر نبود. حال چگونه ميتوان از احزاب خارج کشور توقع جمهوری را داشت,احزابيکه نتوانستند بعد از ٢٨ سال در مقابل جمهوری اسلامی منسجم شوند ، اگر اين احزاب به ايران بيايند جنگ مسلحانه و خانمان سوزی را برای ما به ارمغان خواهند آورد

زيرا اينها بعد از ٢٨ سال هنوز با يکديگر نيستند، وای به روزيکه قدم به ايران گذارند

ما با انقلاب ٥٧ ، ايران را به گورستان تاريخ برديم نه شاه ايران را
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 18:10  توسط برديا فروهر  | 


اگر چه زنان و جوانان ايرانی, امروز بيش از پيش تازيانه جمهوری اسلامی را می خورنداما کسنميتواند از آنان خرده بگيرد که چرا ساکت نشسته اند، بلکه امروز می بايد از اپوزيتسيون خارج از کشور ايراد گرفت و گفت: چه نشسته ايد که هموطنان شما در ايران مضروب و کشته ميشوند ! ننگ باد بر شما که بعد از ٢٨ سال هنوز رهبری برای اين مردم مظلوم و فريب خورده نداريد. شرم باد بر شما که پر پر شدن ايران ما را ميبينيد و هنوز ساکت نشستيد. آيا اين شما و يا استادان شما نبودند که در انقلاب ٥٧ خمينی را رهبر ايران کردند و شاه را از ما گرفتند؟
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 18:8  توسط برديا فروهر  | 

online slots
web counters
Online Users