احمدی نژاد را به دانشگاه کلمبیا دعوت می کنند و می گویند در کشور ما آزادی بیان وجود دارد اما به احترام کشته شدگان 11 سپتامبر ورود او را به برجهای دو قلو منع می کنند( خدا را هزار بار شکر ) . پس احترام به کشته شدگان ایرانی چه میشود؟ احترام به فرخزاد ، اکبر محمدی و تمام جانباختگان راه آزادی ایران . با دعوت کردن احمدی نژاد به دانشگاه کلمبیا ، تنها خون این عزیزان از دست رفته پایمال شد، از همه گذشته آیا فراموش کرده اید 6 میلیون یهودی کشته شده بدست نازیها را که احمدی نژاد آن را باور ندارد ؟ من به هیچ وجه منطق آزادی بیان را قبول نمیکنم که به این جلادان اجازه ورود و سخنرانی در مکانی مقدس به نام دانشگاه میدهد.
حزب دموکرات آمریکا در سالهای گذشته شعار دیپلماسی با ایران را سر داد و در انتخابات اخیر از جمهوری خواهان پیشه گرفت ، اما خانم هلری کلینتون شخصا در تظاهرات علیه احمدی نژاد به خیابان میرود. این تناقض و سردرگمی است که در میان سیاستمداران حزب دموکرات دیده میشود. اگر شما مایل به گفتگو و دیپلماسی هستید خوب بفرمائید احمدی نژاد به آمریکا آمده ،پس چرا به جای گفتگو تظاهرات می کنید؟ . این نشان دهنده این است که مسئله ملاها و رژیم جمهوری اسلامی چه کلاف سر در گمی برای دولتمردان آمریکائی گردیده است و تنها بدنبال کسب قدرت و بد ست آوردن پست ریاست جمهوری هستند.
////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////
وضعیت کنونی و آینده اوکراین بعد از انقلاب نارنجی
Ukrain
از آنجا شروع می کنم که مردم آن کشور شال و کلاه به رنگ نارنجی پوشیدند و با پرچم نارنجی در دست، از عقیده خود دفاع کردند وعقیده آنان این بود که کشور را کاملا دموکراتیک کرده و وارد اروپای متحد شوند. این مسئله در سال 2004 اتفاق افتاد . اما این کشور تا به امروز به اروپای متحد وارد نشده است با اینکه آنان تکالیف خود را مانند ترکیه به نحوه احسنت انجام دادند. در هر حال امروز، حاصل این انقلاب نارنجی این است که کشور از لحاظ عقیدتی به 2 گروه تقسیم شده است. قسمت غربی آن هنوز رنگ نارنجی را دوست دارد و زور میزند که وارد اروپا گردد و قسمت شرقی کشور که با رنگ آبی در پی آن است که بار دیگر به شوروی ملحق شود. این وضعیت تا اندازه ای شدید است که حتی سخن از جنگ داخلی در این کشور به گوش میرسد و در روزنامه ها نیز از آن سخن گفته میشود.آزادی بیان نیز چیزی است که بعد از پیروزی انقلاب نارتجی با همان سرعت ناپدید شد.
امروز درآمد مردم در این کشورها پائین آمده و تورم بالا رفته است، کشاورزان به هیچ وجه مورد حمایت قرار نگرفته و حاصل آن را خود میتوانید در سر خود تجسم کنید یا یک سری به آنجا بزنید و از نزدیک همه چیز را مشاهده کنید.
آری هموطن عزیز این است حاصل صادر کردن دموکراسی در جهان اگر شرایط داخلی ، همیاری همه مردم در آن کشور نباشد. اگر در فکر آن هستید که اروپای متحد توانائی آن را دارد که تمام اروپا را تحت پوشش خود قرار دهد در اشتباه هستید. حتی دولت آمریکا نیز نمی تواند با جنگ و پشتیبانی از احزاب، سایر کشورهای جهان را زیر پرچم دموکراسی ببرد.
امروز کشور لهستان وارد اروپای متحد شده و تعداد بسیار زیادی از مهندسان و کارگران متخصص آن کشور به آلمان و انگلیس مهاجرت کردند برای بدست آوردن موقعیتی بهتر، جای همین افراد را در لهستان کارگرهای هندی با حقوق بسیار بسیار کم تقبل می کنند . آری هموطن وقتی ، هندوستان را الگوی دموکراسی برای ما ایرانیان قرار میدهند ، یادتان نرود که هندوستان دموکراسی را وارد کشور کرد و پس از تجزیه کشور صادر کننده کارگر ساده ، مهندس و دکتر به جهان متمدن هم شد .
زمانیکه شاه فقید ایران با پرداخت پول، مهندسین خارجی را در ایران شاغل کرده بود و در صدد استفاده از دانش آنان بود آیا صادر کردن انسان ایرانی به نام کارگر ویا بهتر بگوئیم فروش برده در قرن 21 به جهان وجود داشت؟ امروز چگونه است ؟ فردا چه خواهد شد؟
ای هموطن در بازی شطرنج که بر اساس اصول جنگی هزاران سال قوانین جنگی درست شده. ابتدا سربازها کشته میشوند بعد در انتها شاه مات میشود یعنی شاه کشته نمیشود، اما در قرن حاظر ابتدا شاه را می کشند بعد سربازها را مات می کنند. آری هموطن ملت ایران بارها قبل از 22 بهمن سال 57 مات و مبهوت شده است.
هموطن عزیز به جهان نگاه کن و ببین این دموکراسی بازیها آیا موفق بوده برای کشورهائیکه به دنبال آن افتادند بدون آنکه مردمی دموکرات داشته باشند؟ آزادی در کشور ما از هزاران هزاران سال وجود داشت و ایران سرزمینی بود که در آن برده نبود چرا از صد سال گذشته به فکر این افتادیم شوری نو براندازیم و هر روز دنده عقب زدیم؟ میدانی چرا؟ برای اینکه راهیکه به دنبال آن افتادیم و به خاطر آن فرهنگ و اجدادمان را فراموش کردیم راهی غلط بود و دو پادشاه ایران دوست (پهلوی) را تنها گذاشتیم اگر انقلاب ۵۷ نبود امروز مردم ایران مردمی دموکرات بودند. یکروز در آینده از این کرده ما ایرانیان ، فرزندان ما شعر و ننگنامه خواهند نوشت ، زیرا ما این وطن دوستان ایرانی را که شاه ایران بودند تنها گذاشتیم و به آرزوی دموکراسی دنبال قاتلین اجداد و فرهنگ خویش رفتیم (یعنی آخوند)
هموطن صدها بار گفته ام و باز هم خواهم گفت: بنگر به عراق ،افغانستان . آیا آمریکا موفق گشت که دموکراسی و آزادی را برای این کشورها بیاورد؟امروز هم در مجلس آمریکا سناتورها رای گیری کرده اند که عراق به تعداد قومهای آن کشور تجزیه گردد که رئیس جمهور آمریکا آن را رد کرد،البته عراق تجزیه شده مانند تمام کشورهائیکه چشم بسته به سوی آن رفتند. هند و پاکستان ، شوروی،یوگسلاوی ، چکسلوای وووو . آزادی کشور ما بدست خویش است، بدست اتحاد ما مردم ایران، نه اینکه جدائی از یکدیگر. بخدا قسم که اگر ما نتوانیم امروز تمام اختلافات را کنار بگذاریم ونتوانیم با هم برای ایرانی آزاد، پشت شاهزاده رضا پهلوی بایستیم ، نمی توانیم در برده داری قرن بیست و یکم از هندوستان و دیگر کشورها سبقت بگیریم تا بتوانیم به عنوان کارگری ساده، مستراح ها و آشپزخانه های جهان متمدن امروزه را با حقوقی ناچیز تمییز کنیم و زنده بمانیم. دلیل آنکه پس از 29 سال رهبری پیدا نشد تا این مردم را رهنما گردد، بر این امر استوار بود که امروز تنها یک ناجی وجود دارد و آن هم شاهزاده رضا پهلوی می باشد. امروز دولتمردان آمریکائی خود میدانند که شاهزاده پهلوی تنها امید آنان است و میدانند که شاهزاده چگونه میتواند مشکلات آنان را از بین ببرد
هموطنان عزیز ،بیائید جنگ عقیدتی خود را کنار بگذاریم و برای وطن کوشش کنیم، آیا حتما باید عقیده ما به کرسی بنشیند تا ما بتوانیم برای ایران تلاش کنیم؟ اگر من به فکر کار کردن برای وطن خویش هستم فرق نمی کند که نوع شغل من چیست تنها زمانیکه به فکر قدرت باشم آنوقت میخواهم که تاج کیانی را تسخیر کنم و ادعا می کنم که آزادی بیان نیست ، آزادی فلان و فلان نیست . اما همینکه آزادی بیان را به من میدن و میگن خوب حالا حرف بزن، آنوقت چیزی برای گفتن ندارم. زیرا آن شخصیکه حرف برای گفتن دارد،همیشه حرف خویش را زده است و برای او فرقی ندارد که آیا آزادی بیان هست و یا نیست. .بزرگترین نمونه آن نیز فردوسی،سعدی ،حافظ و هزاران شاعر گرانقدر است
.اما این روزها می گویند: اگر شاه رساله خمینی را آزاد میکرد آنوقت مردم میدانستند خمینی که بود. اولا خمینی که اصلا رساله نداشت ،چونکه آقای شریعتمداری خمینی را در یک شب به سمت آیت الله منصوب کرد تا او کشته نشود.تا آمدند باسه خمینی یک رساله بنویسند او در زندان بود و اگر رساله خمینی نبود دلیلش این بود که اصلا او رساله نداشت چون یکشبه شده بود آیت الله ، حالا اگر او رساله نداشت رساله دیگران که وجود داشت.
نکته بعد این است ، مردمیکه اینهمه شاعر درجه یک داشتند و همه آنها هم دشمن اسلام بودند هزاران هزار برگ شعر نوشتند برای مردم ایران و مردم ما این شعر ها را خواندند و باز هم رفتند سراغ ملاهای شپشو ، حالا گیرم این رساله را هم برای مردم ما میخواندند آن هم شب و روز بی وقفه، آیا فرقی میکرد؟
هموطن اینقدر نگو جمهوری اسلامی جوانان ما را معتاد کرد! زیرا درست است که جمهوری اسلامی تریاک را پخش کرد اما این ما ایرانیان بودیم که جان یکدیگر افتادیم تا جوانان را معتاد کنیم و از معتاد کردن آنان صاحب پول بشویم. درست است که جهان برای دموکراسی خرج می کند اما این خود ما هستیم که به مردم خود دروغ می گوئیم. امروز برای من آشکار میشود که چرا داریوش بزرگ فرمود:خدایااین ملک راازدروغ وخشکسالی ودشمن محفوظ بدار.
برای اینکه بزرگترین دروغگو و دشمن در میان خود ماست