تبليغاتX
فکر آزاد جسم دربند

دموکراسی برای کشوری که کینه بزرگی میان احزاب آنان موجود است چیزی به جز هرج و مرج را برای کشور ما به ارمغان نخواهد آورد . اگر برخی در فکر آوردن دموکراسی برای ایران هستند باید قبل از آن این کینه و نفرت را از قلبهای خویش و مردم خویش دور بنمایند . زیرا انقلاب ننگین 57 از روی کینه به اصطلاح روشنفکران برخواست که چرا چادر مادر من را در خیابان پایین کشیدند یا چرا اصلاحات ارضی تنها به من 800 هکتار زمین دیمی داد و 800 هکتار زمین معمولی داد و یا چرا به هنگام دختر بازی من، که مزاحم زنان شده بودم ماموری به من کشیده زد و یا هزاران دلیل مسخره دیگر که روشنفکران ما را کینه ای کرد.

هم میهنان عزیز این کینه پروری بی دلیل و منطق در دل روشنفکران ما بود که سبب گردید این انقلاب ننگین پدید گردد و میلیونها انسانها را به دام مرگ ببرد، وای به آینده کشور ما اگر ما بار دیگر این کینه و نفرت را در دل خویش پرورش دهیم و بر اساس این کینه دست به انقلابی دیگر زنیم. ملت ایران به چشم خویش دید که این کینه بی دلیل چه عواقبی را برای کشور ما آورد حال مردم ما و روشنفکران ما میباید کینه را کنار گذاشته و بر اساس عشق به میهن و مردم خویش تلاش در رهائی کشور خویش کنند .

اگر مردم و کسانیکه تشنه قدرت هستند و دموکراسی را برای خویش سپر کرده اند به کنار یکدیگر نیایند و همچنان مانند گذشته های دور در کنار یکدیگر و همراه با شاهزاده ایران بسوی باسازی و رهائی کشور نروند و هر کدام جای و پست خویش را در مملکت اشغال نکنند آنگاه آینده ای بسیار بد در انتظار ما خواهد بود. امروز می باید تمام ما دست از شعارهای خویش برداشته و نباید با استفاده از کینه به نابودی یکدیگر بپردازیم ، زیرا می باید بخاطر عشق به میهن و آینده کشور و مردم خویش ،به کنار یکدیگر آمده و دست از رسیدن به قدرت برداریم. همین که پس از 29 سال هنوز نتوانستیم یک اپوزیتسیونی محکم و قدرتمند بسازیم بزرگترین دلیل است که تنها این کینه درون ماست که سبب جدائی ما گشته است ، و تا لحظه ای که این کینه، درون ما زنده است رژیم اسلامی نیز در ایران زنده می ماند. تنها راه علاج ما دوستی و عشق به کشور است تا بتوانیم با هم متحد شویم و دست از آرمانهای خویش برداریم. تا زمانیکه این کینه از دل مردم ما بیرون برود و تا آنزمان نیز در کنار هم برای کشور کار کنیم همانگونه که هزاران هزاران سال پدران ما شاه ،وزیر و مقام روحانی داشتند و هر سه این گروه در کنار یکدیگر برای مردم و کشور خود فعالیت نمودند اما از زمانی که نفت پیدا شد بدبختی مردم ما نیز هزار چندان شد. مقام روحانی نباید هیچگاه وارد سیاست گردد و با تقویت یکی از دو نیرو یعنی وزرا و شاه سعی در نابودی دیگری زند تا صاحب تمام قدرت گردد. در زمان کارتر پرچم حقوق بشر را برافراشتند و کشور ما را به این روز نشاندند و امروز پرچم صادرات دموکراسی را برافراشتند.امروزه دولتمردان آمریکائی ایراد می کنند که در قیام ملی(رستاخیز ملی) 28 مرداد دست داشته اند ، آنگاه که دلیل آن را می پرسیم، نمی گویند که ما از تجزیه ایران هراسان بودیم بلکه می گویند :به دلایل ژئو پولیتیکی این کاررا کردیم“ ، که در حقیقت معنی آن همان تجزیه می باشد. اما امروز هیچگونه هراسی نسبت به ژئوپلتیک ندارند و برای خاور میانه به زور دموکراسی وارد می کنند.

 

هم میهنان عزیز اگر ما به کنار یکدیگر نزدیک نشویم ، تنها کافی است که این کینه و نفرت در بین ما ، مورد سوء استفاده فردی شیاد مانند آدولف هیتلر یا استالین قرار گیرد تا بتواند از این نفرت نهایت استفاده را کرده و تمام ایران را به نابودی بکشد، زیرا او نیز در یک جامعه دموکراسی که نفرت جنگ جهانی اول را در دل تمام مردمش می دید و ان کینه را مورد استفاده اهداف شوم خویش قرار داد و به آنان گفت که دشمنان ما مقصر هستند در فقر ما ، دشمنان ما یهودیها ،کولیها،انگلیس وووو هستند .

 

این مردم ایران هستند که نظام آینده خویش را انتخاب می کنند اما اگر مردم ایران در این تفکر هستند که تنها با انتخاب جمهوریت میتوانند حاکمیت قانون را در ایران ایجاد کنند و تا آخر زمان خود را از بروز دیکتاتوری محفوظ بدارند سخت در اشتباه هستند، زیرا قانون تا زمانی بر مردمش حاکمیت می کند که به فکر مردمش باشد و در پی بهبود خدمات اجتماعی و بهداشتی باشد ، اما همان زمان که قانون دست به خالی کردن جیب مردمش و پر کردن سرمایه داران کشور می نماید آنگاه تبدیل به دیکتاتوری قانون می گردد. چه بسا در همین کشورهای دارای جمهوری مردم فریاد میکشند از تورم و از بین رفتن خدمات اجتماعی،پایین آمدن حقوق بازنشستگی ووو، و هر گاه از مسئولین سوال می شود که چرا چنین است گفته میشود قانون می گوید:چنین و چنان . آری هموطن عزیز پدران ما نیز در گذشته های دور این مورد را می دانستند و در کنار قانون، شاهی هم داشتند که به فریادهای آنان برسد اگر قانون تبدیل به دیکتاتور شد .

در عالم علم بودند بسیار دانشمندانیکه به جهان نظریه های خود را ارائه کردند و با گذشت زمان به دنیا ثابت شد که برخی از این نظریه ها غلط و اشتباه بوده ،اما مردم ما و روشنفکران ما در صد سال گذشته مدام فریاد می کشند که ما باید پاسدار اعقاید شعرا ،دانشمندان و روشنفکرانی باشیم که در صد سال گذشته برخاستند تا برای ما تجدد به ارمغان آورند ، اما چرا از خود نمی پرسیم آیا آنان واقعا در راه درست قدام برمی داشتند ؟ اینکه آنان نیت پاکی داشتند بماند اما چه نصیب ما شد در این جنگ و جدال؟ آیا باید به همین شکل پیش برویم؟

هم میهن عزیز و گرامی بیا به صدای شاهزاده پهلوی گوش کنیم و دست از کینه و نفرت برداریم زیرا اگر با کینه و نفرت پیش برویم ، دیکتاتورهائی زاده خواهند شد که هزار برابر بدتر از آخوندهای اسلامی خواهند بود.جهان نیز آن را میداند و با حظور نظامی خویش در منطقه در صدد جلوگیری نمودن از این امر می باشد. بیائید در کنار هم و با کمک این چهار قدرت بزرگ یعنی شاه، وزرا،مردم ، مقام روحانی(البته آن روحانیت که مردم ایران آن را می پسندد) ایران را بسازیم. ایران عزیز آزادی حق تو و مردم ستم دیده تو است.

زنده باد آزادی ،برابری و عدالت . زنده باد ایران.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 15:52  توسط برديا فروهر  | 

هر بار که بر روی زمین یک جنبش یا انقلابی شکل گرفت،دسته ای از مردم دنیا چشم امید به این حرکت دوختند و دسته ای دیگر بر علیه او برخاستند ، انقلابیکه از فرط گرسنگی و درماندگی جامعه ای برخاست مانند انقلاب روسیه در سال 1917 ، ایده الوژی گرسنه و تشنه ای را به دنیا نشان داد که هدفش گرفتن ثروت از سرمایه داران و پر کردن شکم گرسنگان بود که در نهایت سبب کشتار میلیونها انسان و به هلاکت رساندن میلیونها انسان دیگر بر اثر قحطی در همان کشور بود. جنبش هندوستان که برای آزادی مردم هند و بیرون راندن انگلیسها از هندوستان شکل گرفت و سه دهه به طول انجامید نیز باعث تجزیه کشورو به هلاکت رسیدن میلیونها مسلمان و هندو  گشت

 

امروز نیز هستند بسیار مردم خردمند و دانائی که از ترس، تنها در گوشه این دنیا ایستاده و منتظر بروز یک معجزه می باشند، بدون آنکه آستینهای خویش را بالا زنند، زمانی بود که هنرمندان و آوازه خوانان با سرودن یک آهنگ و یا با استفاده از هنر خویش به جنگها و خونریزیهای بزرگ خاتمه دادند، اما دریغ و افسوس که وجدان بسیاری از انسانها در عصر معاصر به خواب رفته است . بدون شک تنها با باروز عقیده کمونیستی در روسیه بود که جهان وارد یک مبارزه شد که عواقب آن را ما تا به امروز می بینیم ،پس از انقلاب روسیه بود که در آلمان، هیتلر توانست از کینه و نفرت برخاسته از فقر  مردم به قدرت رسیده و وارد جنگ جهانی دوم بشود و میلیونها یهودی بیگناه بعلاوه میلیونها انسان بیگناه دیگر را در عالم به قتل رساند که یک نمونه آن نیز نبرد استالینگراد بود .سپس این نبرد ادامه یافت در کشورهای اطراف ایالت متحده و منافع او در خاور میانه ، افغانستان و

 

مسئله قابل توجه در اینجاست انقلابهای دو کشور یاد شده دارای وجوه مشترکی هستند یکی داشتن رهبری که دارای سیمای خاص و غیر عادی بود که محبوبیت آن دو از مرزهای کشور خویش نیز بیرون بودند و دارای یک هویت جهانی بودند ، لنین و گاندی دو شخصیتی بودند با اعقایدی مختلف یکی انسان دوست دیگری خلق دوست و دشمن کش( البته لنین دنباله رو اصول مارکس و هگل بود). اما مردم جهان این دو را میشناختند .این دو شخصیت توسط تبلیغات ساخته نشده بودند بلکه بدنبال یک سری تلاشها ظهور کردند و اعقاید آنان نه تنها برای مردم خویش بلکه برای جهان نیز نو و تازه بود از اینرو در میان مردم دنیا برخی طرفدار آنان بودند و برخی دولتهانیز دشمن آنان بودند. متاسفانه انقلابهای کشور ایران برای آزادی در صد سال اخیر تنها در کشورهای جهان سوم طرفدار داشته زیرا جوش و خروش فکری در مغز متفکران ما تنها توانست جامعه اسلامی را تکان دهد و هیچگونه پشتیبانی واقعی از سوی مردم جهان متمدن را نداشته  . مردم جهان متمدن امروز چشم به راهه یک پیغمبر از سوی خدا نیستند بلکه هر آن آماده گوش دادن به اعقایده تازه و بشر دوستانه می باشند البته بیش از هر چیز نباید منافع دولتهای جهان را نادیده گرفت که اگر منافع و منبع درآمد آنان نادیده گرفته شود دنیا را به خاک و خون خواهند کشید اما هر زمان آماده کمک مالی برای مردم جهان سوم هستند اگر یک مصیبت طبیعی بروز گردد و بسیار مسائل انسان دوستانه دیگر که قابل قدر دانی است

 

منافعی را که آنان امروز در مد نظر دارند بسیار روشن بوده زیر آنان بارها خود سعی در بوجود آوردن شخصی زدند برای رهبری مردم ایران در سالهای گذشته . در یک کلام باید بگویم : خاموش کردن کینه و نفرت مردم ایران . یا به زبان دیگر زنده بودن اسلام و دموکراسی تا کشورهای اسلامی اطراف ایران هیچگونه ترسی در دل نداشته و بتوانند براحتی نفت خود را که صاحب آن نیز هستند به جهان صادر کرده و پولش را در بانکهای خارجی انبار کنند

 

مسئله اساسی اینجاست ما برای حرکت اولیه خویش نیاز به یک رهبری دانا و آگاه داریم نه آنانیکه در صد سال اخیر قد برافراشتند و تمام آمال و آرزوهای مردم را به باد دادند ،یک بار خمینی را به جهان عرضه کردند یک بار مصدق را و یا اینکه قدرت  شاه قاجار رامشروطه می کنند  که تنها در تهران قدرت داشت و فئودالها و آخوندها را که وجب به وجب این خاک را در دست داشتند و دهقانان ایرانی را استعمار می کردند فراموش شدند . البته نباید تنها به بی کفایتی شاهان قاجار خرده گرفت و گناه فئودالها و آخوندان کشور خویش را فراموش کرد. اما زمانیکه من تاریخ کشور خویش را گذرا نظاره می کنم و می بینم که در دوره مشروطه از فئودال و آخوند بازخواست نشد، آنگاه تنها میتوانم افسوس بخورم

 

هموطنان عزیز وظیفه ای که امروز بر دوش یکایک ما ایرانیان قرار گرفته است حفظ تمامیت ارضی ایران و آزادی مردم ستم دیده آن است  تا زمانیکه منابع نفت و گاز کشور ما تمام گشته و ما بتوانیم کشور خویش را از سیاستمداران ساختگی و ثروت پرستان وطن فروش رها سازیم.امید است که تا آن زمان بتوانیم با فروش این ماده کشور خویش را آباد کنیم و سطح دانش و آگاهی مردم ستم دیده خود را بالا بریم

 

آرزوهای بزرگ و بلند میسرخواهند شد برای مردم ایران تنها  زمانیکه با سعی و تلاش، ایده ای نو و شخصیتهای پاک و وطن دوست بتوانند جوهر انسانی خویش را در یک کشور مانند ایران بسازنند. تا زمانیکه مردم ایران به دنبال بازسازی فکری خویش و مردم کشور خویش نباشند همواره مجبور به کپی کردن از طرز فکرها و اعقاید امتحان شده و نابود شده در طول تاریخ خواهند بود و از همین طریق کشور خویش را به عقب می برند.فکری نو و شخصیتی نو فرایندی است که به زمان احتیاج دارد تا بتواند خود را بسازد، متاسفانه چنین چیزی را ما امروز نداریم و محیط زیست خویش ایران ،امروز بدست دشمنان بشریت هست و طرح حمله به کشور عزیزمان ایران، بر روی میز ابر قدرتهای جهان است که میخواهند برای مردمی دموکراسی بیاورند که 29 سال در زیر ستم این ظالمان ذجر کشیده اند و 18 ساعت در روز کار کرده تا شکم خانواده خویش را سیر کنند و اگرموفق نشوند، یا خانواده خویش را مسموم کرده و یا اینکه زن خویش را به روسپیگری وا میدارند تا زنده بمانند .اگر این 18 ساعت کار،کاری سازنده برای جامعه بود ،می باید اقتصاد ایران کاملا شکوفا میشد ، اما از آنجا که چنین نیست می شود حدس زد که مردم ستم دیده ایران دست به چه کاری میزنند تا زنده بمانند . حال آیا مردم کشور ما مردمی دموکرات هستند ؟ آیا با برنامه های ماهواره ای میتوان از مردمی ،مردم دموکرات ساخت؟ در هر حال مردم ایران بیشتر وقت خود را برای امرار معاش در جامعه اسلامی ایران می گذرانند چگونه میتوان   مردمی را دموکرات کرد که محیط عمل در آن کشور کاملا استبدادی است؟ یادگیری همیشه توام است با عمل،اما کدام عمل؟ متاسفانه کشور ما سالهای سال با آن دموکراسی فاصله دارد که از صد ساله گذشته تا کنون برای آن سر و دست شکسته و خون داده شده . تنها این سیاستمداران ساختگی بودند که توانستند جیب خویش را پر کرده و کشور را به نابودی بکشانند. آری امروز کشور ما سیاستمدار وطن دوست و بشر دوست احتیاج دارد نه سیاستمدارانیکه چشم خویش را بسته و می گویند : ما باید به هر قیمتی شده به دموکراسی برسیم حتی اگر

 

برخی بر من نام دیکتاتور مینهد ، بگذار این تهمت را به من بزنند ، اما من نمیتوانم چشم خویش را ببندم و شاهد نابودی مردم و کشور خویش گردم . من هیچ مشگلی با دموکراسی در ایران ندارم اگر و تنهااگر مردم ایران مردمی دموکرات باشند تا بتوانند سیاستمداران قلابی را از سیاستمداران واقعی و انسان دوست تمییز دهند.مشکلی که امروز در مقابل ما قرار گرفته است،ایران است نه اینکه دست به دامان ابر قدرتها بیفتیم تا آنان به کشور ما حمله کنند تا سیاستمداران در تبهعید که مسبب انقلاب 57 بودند پس از پیاده شدن از هواپیما بر روی فرشهای قرمز به حکومت نشسته و برای ما دموکراسی بسازند.ایران باید به کمک ابرقدرتها و مردم ایران آزاد گردد (همان راه حل سوم که شاهزاده می فرماید )تا سیاستمداران در تبعید دموکراسی خواه، بتوانند با آزادی به کشور خویش برگردنند و سخان خود را به مردم خویش بگویند و نظر دیگران را نیز گوش دهند و دست به اسلحه نبرند . در غیر اینصورت ایران تنها صحنه مبارزه تروریستهای اسلامی خواهد شد مانند عراق و افغانستان

 

درود بر شاهزاده رضا پهلوی ، زیرا او تنها کسی است که شعار اتحاد، همبستگی و دموکراسی را سر میدهد . به امید همبستگی ما ایرانیان.

زنده باد ایران و زنده باد آزادی

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 20:36  توسط برديا فروهر  | 

پس از سه انقلاب ، دهها جنبش و یک جنگ در صد سال اخیر ایران ، مردم ما هر کدامشان یک دانشمند در بوجود آوردن انقلاب گشته اند و اگر قرار باشد در آینده ،کشوری دست به انقلاب زند کافی است که از یک ایرانی نظر خواهی کند ، آنگاه خواهد دید که اولین و مهمترین چیز انتخاب رهبری است و جلوگیری از هر گونه عملی که اتحاد مردم را نابود کند .باعث سر افکندگی من است که از پیروزی انقلاب اسلامی سخن بگویم ، اما حتی انقلاب ننگین سال 57 زمانی باعث انهدام سلطنت پر افتخار پهلوی شد که بازاریها و دبیر کل تمام احزاب سیاسی به فرانسه رفتند و سخنان رهبر خویش را به ایران فرستادند ،تو گوئی که خمینی اصلا در تبعید نیست ! و رژیم فرانسه نباید جلوی تمام این ملاقاتها را بگیرد.

 


حال که ما ایرانیان برای بدست آوردن چنین تجربه ای ، بهائی بسیار سنگین پرداختیم ، چرا نمی آئیم دست در دست هم بدهیم و از ایران خود دفاع کنیم ؟حال که شاهزاده رضا پهلوی تقبل نموده که پرچمدار این حرکت شود بیائید دست از این همه نفاق برداشته و به فکر آزادی ایران باشیم .اگر ما قدمی در راه آزادی ایران و اتحاد تمام اقشار و احزاب برنداریم تنها به رژیم جمهوری اسلامی ایران کمک نمودیم.از اینرو تنها میتوانم بگویم اتحاد اتحاد اتحاد .


هموطنان عزیز بیائید فرض را بر این بگذاریم که ما در آینده هستیم و رژیم توسط مردم ایران سرنگون شده و ما زمان را به عقب بر میگردانیم تا ببینیم چگونه این عمل انجام گرفت . البته راه حلهای بسیاری امکان دارد اما ما یک نمونه فرضی آن را دنبال می کنیم که حمله نظامی آمریکا در آن نیست نه مانند حمله آمریکا به عراق و افغانستان یا آلمان و ژاپن، زیرا در هچیک از کشورهای نامبرده مردم آنان همانند مردم ایران شجاعت از خود نشان ندادند و مانند دانشجویان ،کارگران،رانندگان شرکت واحد و زنان به میدان با دست خالی نیامدند که به دنیا نشان دهند ما مردم صلح جو و انسان دوستی هستیم و به دنبال کشتار و نسل کشی نیامده ایم .چه کسی میتواند کشتار و نسل کشی آلمان نازی را با عدالت خواهی مردم ایران مقایسه کند و به آمریکا و متحدانش کارت سبز بدهد برای حمله نظامی به ایران و نابودی کشور، تا آنان برای مردم ما دموکراسی بیاورند. مردم عزیز و گرامی ایران، با اعتراضات صلح آمیز خود به جهان نشا ن میدهند که تا چه اندازه آگاه به مبانی دموکراسی صادراتی هستند.آنها حتی بیشتر از مردم آلمان و ژاپن دموکراسی را می شناسند. تنها آنانیکه دشمن صلح و دوستی هستند کارت سبز به حمله نظامی علیه ایران میدهند تا چنین ثروتهای گران قیمتی در زیر بمب نابود شوند. ای عزیزان صلح جو و بشر دوست که برای آزادی همرزمانتان دست به اعتراض میزنید، خداوند نگهدار شما باد و بدانید که ما ایران دوستان تا زمانیکه شما در ایران زنده هستید از حمله نظامی به ایران حمایت نمیکنیم.


دنده عقب یا گذشته در آینده


رزیم سرنگون گشت ، قبل از آن سران کشور دست به فرار از کشور زدند، قبل از آن چندین رئیس جمهور ،دهها وزیز ایکس و اپسیلن عوض شدند . قبل از آن ،وزیر ایکس توسط ملا نصرالدین از حزب تندرو ها که از اعمال خود رزیم بود ترور شد ، قبل از آن کشورهای خارجی نیز به کمک مردم ایران شتافتند و تمام سفیران خود را از ایران خارج کردند، آمریکا و دیگر کشورها توسط هواپیماهای ترابری برای مردم به جای بمب، آذوغه و داروهای پزشکی میفرستند تا به کمک اعتصاب همگانی مردم ایران بیایند.قبل از آن، اعتصاب همگانی مردم ایران تو سط رهبر جنبش آزادی ایران اعلام میشود و مردم به این ندا جوابی مثبت میدهند ........................ بازاریهای تهران به حمایت کامل شاهزاده رضا پهلوی شتافتند زیرا که در هفته گذشته رژیم به بازار حمله کرد و تعداد بسیاری ازآنان را به زندان برد و ثروتشان را نیز مصادره کرد مانند شهرام جزایری .قبل از همه چیز حرکت اصلی از آن روز شروع شد که تمام احزاب به کمک اعتراضات مردم ایران شتافتند و در کنار شاهزاده رضا پهلوی ایستادند و او را پرچمدار آزادی ایران خواندند و دست از نیش زدن به یکدیگر برداشتند و هر روز سخنان شاهزاده را توسط اینترنت به ایران رساندند .



------------------------------------------


هموطنان عزیز ، امروز می باید همگان در کنار شاهزاده بایستیم و همانند قطاری بسیار بزرگ و نیرومند دیوارهای استبدادی رژیم جمهوری اسلامی را در هم شکنیم . امروز و تنها امروز باید به فکر اتحاد باشیم و دست از نیش زدن به یکدیگر برداریم، هر آنکس که از امروز دست به نابودی چیزی به جز جمهوری اسلامی را بزند ،تنها رژیم اسلامی را حمایت کرده است . امروز ما راهی جز حمایت و پشتیبانی از شاهزاده توسط تمام مردم ایران و گروهها نداریم . با نهایت احترام به تمام احزاب باید محترمانه به آنان بگویم که بیست و هشت سال گذشت و دیگر فرصتی برای آنان باقی نیست تا شخصی را غیر از شاهزاده پهلوی انتخاب کنند ،اگر بیست و هشت سال دیگر نیز به شما وقت دهیم تا شما رهبری مقتدر پیدا کنید دیگر شاید ایرانی نباشد، بیائید در این برهه تاریخی به فکر ایران باشید دیگر زمان اعقاید و آرمانهای ما گذشت امروز ایران در خطر است ، اگر باز دست در دست بگذاریم کشور ما ایران را بدون اینکه مانند عراق به آن حمله شود تکه تکه می کنند ، مانند آمدن پوتین به ایران.بیائید در مقابل دیگر دست درازیها به میهنمان دفای کنیم. بیائید به کمک جهانیکه رژیم جمهوری اسلامی را در فشار گذاشته بسوی نابودی رژیم آخوندی بشتابیم.

+ نوشته شده در  جمعه چهارم آبان 1386ساعت 20:42  توسط برديا فروهر  | 

برگرداندن حقوق از دست رفته مردم ایران وظیفه هر شخص باید بشمار آید نه افتخار او

 

در حکومت آینده آزاد ایران که بر اساس قوانین حقوق بشر جهانی است، ملت ایران برای بدست آوردن حقوق از دست رفته خویش نباید بار دیگر اسیر آن شود که اشخاص یا احزابی با برگرداندن این حقوق به ملت ایران، از آن افتخار، برای بزرگ جلوه دادن حزب خویش استفاده کنند و تا صد سال چوب آن را بر سر ملت ایران بزنند و انقلابهائی نظیر انقلاب سال 57 و ووو را سبب گردند.

 

برگرداندن حقوق از دست رفته مردم ایران وظیفه هر شخص باید بشمار آید نه اینکه آن را به حساب پس انداز افتخاری خویش یا حزب خویش  واریز فرماید. افتخار نصیب تمام عزیزانی است که جان خویش را در راه وطن فدا نمودند.افتخار نصیب تمام ملت ستم کشیده ایران می با شد نه اشخاص و احزاب.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 19:34  توسط برديا فروهر  | 

online slots
web counters
Online Users