جمهوری اسلامی و اربابان خارجی اش خیلی خوب به روح و روان مردم ایران آگاه هستند،مثلا سی سال تمام، ایرانی را در جهان تروریست نشان دادند و کلی هم فیلم بر ضد تاریخ باستان ایران ساختند وبا غرور مردم ایران بازی کردند. اما همین که دیدن مردم ایران قیام کردند، شروع کردن چپ و راست از ما ایرانیها تعریف کردن. همه جا از آگاهی و درایت ما سخن گفتن،فیلسوفاشون را فرستادن جلوی تلویزیون که از مردم ایران تعریف و تمجید کنن و مردم را دعوت کنن به مبارزه مسالمت آمیز در مقابل رژیمیکه خودشان اون رو تا دندون مسلح کرده بودند. جمهوری اسلامی هم همینطوری عمل میکرد، هر وقت به مردم احتیاج داشت از اونها تعریف میکرد و همینکه خرش از پل میگذشت باچماق جون مردمش میافتاد.به همین دلیل بود که رژیم تونست مردم ایران را سی سال دست به سر کنه. سی سال مردم رفتند به صندوقهای رای و فکر کردن میتونن رژیم را اصلاح کنن. تا قبل از بیست و دوم خرداد در دنیا سمبل تروریست بودیم اما امروز شدیم معلم فیلسوفان عصرمون،البته اونهم تا زمانیکه با دست خالی به پیش واز چماق،چاقو و گلوله جمهوری اسلامی بریم اما همینکه دست به اسلحه ببریم دوباره میشیم تروریست و قاتل
سالها پیش از انقلاب پنجاه و هفت ،تمام احزاب مخالف سلطنت پهلوی، توسط دو قطبیکه مشغول جنگ سرد بودند مسلح شدند و چه بسیار مردم بیگناه و سربازان ایرانی را این گروههای مسلح به کشتن دادند. ابر قدرتها حتی با ساختن فیلمی به نام محمد رسول الله آخوندهای آن زمان را هم مسلح نمودند . آخوندهای ایران ،تا قبل از اینکه به قدرت برسند و کشور را در دست بگیرند همیشه و همه جا شعار میدادند که بله، ما در اسلام شور و مشورت داریم . ما اجماع داریم که کاملا مشابه دموکراسی غربی میباشد. آخوندها آنقدر در دنیا، نقش خودشون رو خوب بازی کردند و از دموکراسی اسلامی برای کارتر و تاچر سخن گفتندکه در نهایت قرعه بدست آخوندها افتاد تا آنان آینده ایران را بدست بگیرند
دوستان گرامی ،این درسته که انگلیس، استعمار پیر است و آنان همراه دیگر دوستانشان در گوادلوپ با استفاده از تاکتیکهای استعماری، توانستند آخوندها را به قدرت برسانند اما آخوندها هم برای خودشون دارای تاکتیکهای سیاسی بودند. آخوندها به غرب وعده دموکراسی و مشورت را دادند اما همین که به قدرت رسیدند ولایت فقیه را رو کردند و شش تا سور، در جا به غرب زدند
تا اینجا خیلی کوتاه موقعیت آنزمان رو گفتم ،اما موقعیت ما، امروز چیست؟ امروز ،تمام کسانیکه قبل از انقلاب پنجاه و هفت مسلح شده بودند و دست به مبارزات مسلحانه زده بودند را خلع سلاح کردند و با یک دست کت شلوار و دادن چند مدرک دکترا ، آنان را مدام از این تلویزیون به آن تلویزیون میبرند تا از مبارزه مسلمات امیز در مقابل رژیم تا به دندان مسلح جمهوری اسلامی سخن بگویند.سئوالیکه پیش می اید این است ، چرا آنان در سال پنجاه و هفت با شاه ایران کنار نیامدند و اسلحه ها را زمین نگذاشتند؟چرا امروز همه این مبارزین ، تبدیل شدن به گاندی و ماندلا ؟درمقابل رژیمی که بی رحمانه مردم بیگناه خودش را میکشد؟چرا ؟چرا؟
طرفداران رژیم اسلامی و افرادی نظیر خاتمی سعی در قبولاندن این امر را به ایرانیان دارند که اگر رژیم اسلامی نابود شود آنگاه جنگهای داخلی اتفاق افتاده و کشور ما ایران درگیر خطر تجزیه میشود. اما باید از آنان پرسید که کدام نیروی مسلح توانائی انجام چنین کاری را دارد؟ مجاهدین خلق که تماما خلع سلاح شدند و در قرارگاه اشرف مورد ستم دولت دموکراتیک عراق هستند دولت دموکراتیکی که قرار بود هیچگاه دست به کشتار انسانها نزند! چریکهای فدایی خلق هم که خلع سلاح شده و در دانشگاههای خارج از کشور برای مبارزه مسالمت آمیز در مقابل جمهوری اسلامی بدنبال راه حل میگردند . پس کدام نیروی مسلح اپوزیتسیون است که توان تجزیه ایران را دارد؟ این طرز فکر و اینجور بازی کردن با احساسات میهن پرستانه مردم؛ تنها به رژیم وقت میده که بتونه مردم را تا حدی از مبارزه دور کنه . خوانندگان گرامی ! جهان غرب پس از جنگ در عراق در گیر چنان مشکل بزرگی شد که دیگر توان این را ندارد شاهد تجزیه ایران و کشتار دگر بار مردم بیگناه شود.قتل عام مردم بیگناه عراق در سالهای گذشته انقدر وجدان انسانهای با شرف جهان غرب را آزرد که مردم دیگر دنباله رو سیاستهای تونی بلیر و جورج بوش نبودند . البته این نتیجه گیری امری مطلق نیست ،اما منطق میگوید که دولت اوباما ویارانش نمیتوانند سیاستی را انتخاب کنند که منجر به تجزیه ایران و کشتار دگر بار مردم بیگناه شود، اما امکانش هست که بخاطر بحران اقتصادی جهان امروز، این اتفاق شوم بوقوع بپیوند.اما خوب نباید فراموش کنیم اگه فریاد میزنیم جمهوری ایرانی ، باید تمام مشکلاتش رو هم به جون بخریم.وقتیکه مردم ایران چنین تشنه دموکراسی بودند آیا از خود پرسیدند، راستی چه شد غرب به اینجا رسید ؟آیا تاریخ خونبار دموکراسی و جمهوری را در غرب خواندند ؟ این مردم ایران بودند که خواستند یک شبه به قله آمال غرب برسند. در حالیکه دموکراسی ثمره چهار صدسال جنگ پی در پی در قرنهای اخیر اروپا و آمریکا بوده و ریشه ای بیش از دو هزار سال در تاریخ غرب داشته . این نمیشه که ما فریاد بکشیم جمهوری ایرانی و نیاکان خود را افرادی گمراه قلمداد کنیم چونکه آنان پادشاه داشتند اما حاظر نباشیم که حتی ذره ای از مصیبتهائی را بکشیم که غرب قرنها این مصیبتها را کشیده است .آمریکا متحمل جنگهای داخلی شد، اروپا جنگ اول و دوم را دید،ژاپن بمب اتم را چشید، اروپا ناپلئون و انقلاب فرانسه داشت ، جنایات اسپانیا در آمریکا ووووووو و..... . من افتخار میکنم که بنیانگذار ایران، کورش بزرگ بود، پادشاهیکه با نوشتن لوحه حقوق بشر،قدرت خود را مشروط بر قانون حقوق بشر کرد و خود را پادشاه پادشاهان نامید و در امور داخلی دیگر پادشاهان دخالت نکرد.افتخار میکنم که میتوانم امروز در مقابل دموکراسی ایستاده و بگویم که در سرزمین ما ایران، پادشاهی بود که دو هزار و پانصد سال پیش با استفاده از قانون، آرزوی بشریت را به حقیقت رساند و بردگان را آزاد کرد . این پادشاه ما بود که به دنیا نشان داد پادشاهی مشروط بر قانون وسیله ای است برای رسیدن به آرزوهای والای انسانی که همانا آزادی است. آنچه را که جهان غرب امروز پس از هزاران سال رنج و محنت بدان دست یافته ، نیاکان ما دو هزار و پانصدسال پیش با علم و دانش خویش به جهانیان نشان دادند . خوشحالم از اینکه امروز مجبور به انکار آگاهی نیاکان خویش نیستم
بارها به برخی از دوستان خودم میگفتم که چین خیلی شانس داشت. چون آنزمانیکه رضا شاه بزرگ یا محمد رضا شاه فقید دانشجو به خارج میفرستادند برای کسب علم و دانش؛ چین راحت توی خونه خودش نشست و بدون اعزام دانشجو به خارج و مسموم شدن فکر دانشجوهاش ،موفق به دریافت علم و دانش از سوی استالین شدو به بمب اتمش هم رسید و سالها بعد در دوره بیل کلینتون بود که دوباره اروپا و آمریکا علم و دانش بیشتری را به مردم چین دادند و آنان امروز در چنین موقعیت جهانی هستند.پادشاهان پهلوی جوانان را به اروپا اعزام کردند برای رسیدن به علم و تکنولوژی اما آنان سوغاتی دیگری را با خود به ایران آوردند


