قبل از هر چیزی باید بگویم آنچه که در متن زیر میخوانید یک واقعه تاریخی است و من به هیچ وجه خواستار این نبوده و نیستم که بخواهم به ملیت یا مردم کشوری حمله کرده باشم زیرا معتقد هستم که همه مردم این جهان با هم برابر و برادر هستند و کسی را بر کسی دیگر برتری نیست.ما چه بخواهیم چه نخواهیم در غم یکدیگر شریک هستیم
در دوم آگوست سال ۱۹۳۹ آلبرت اینشتین نامه ای به فرانکلین روزولت نوشت و در آن نامه توانست فرانکلین روزولت را متقاعد کند که قبل از دستیابی نازیها به بمب اتم باید ایالات متحده دست به ساخت بمب اتم زند. در واقعیت آلمانهای نازی تا رسیدن به بمب اتم سالها فاصله داشتند اما نوشتن این نامه رسیدن بشر به بمب اتم را بسیار بسیار تسریع کرد. آلبرت اینشتین بزرگترین و باهوش ترین دانشمند قرن بیستم بعدها گفت: بزرگترین اشتباه من در زندگی نوشتن آن نامه به فرانکلین روزولت بود و اضافه کرد امیدوارم که تاریخ این گناه من را ببخشد. در اینجا من هم آرزو دارم که اشتباه اینشتین در تاریخ بخشیده شود و بشریت خود و آینده خود را توسط این نیروی خوفناک نابود نکند
در سال ۱۹۳۸ دو دانشمند آلمانی اعلام کردند که موفق به شکاف هسته اورانیوم توسط نوترون شدند که این آزمایش اولین و بزرگترین گام در راه رسیدن به بمب اتم بود. تا قبل از این آزمایش حتی اینشتین نیز بر این باور بود که شکاف هسته اتمهای سنگین امری غیر ممکن است.اینشتین فردی بود کاملا صلح جو که سالها قبل از نوشتن این نامه، آلمان نازیها را ترک کرده بودو در تابستان سال ۳۹ در آمریکا بود تا اینکه یک فیزیکدان مجارستانی به نام لئو سیلارد به دیدار او آمد و راه شکاف هسته اتم اورانیوم توسط نوترون را به اینشتین شرح داد . اینشتین پس از آگاه شدن به راه حل، بسیار شگفت زده شده بود امادر ابتدا مخالف نوشتن نامه به روزولت بود و میگفت ما دانشمندان باید به کار خود ادامه بدهیم و ارتش را هم به کار خودش بگذاریم اما در نهایت لئو سیلارد موفق شد البرت اینشتین را متقاعد کند برای نوشتن نامه به روزولت
اما نتیجه اخلاقی این واقعه تاریخی چیست که من آن را برای شما تکرار کردم. نتیجه اخلاقی این واقعه تاریخی در این نهفته است ، دانشمندان آلمانی که در یک سیستمی به نام سیستم نازی زندگی میکردند وقتیکه در یک قدمی رسیدن به بمب اتم بودند دست از تحقیق و پژوهش برداشتند و جان خود را به خطر انداختند تا هیتلر موفق به رسیدن به بمب اتم نشود. دانشمندان آلمانی که شب و روز تحت تعقیب گشتابو بودند و میدانستند که اگر حرف رهبر را پیروی نکنند چه آینده ای در انتظار آنان است باز دست از تحقیق برداشتند ، ولی در آن سوی داستان ،در یک رژیم دموکراسی و جمهوری، دانشمندان ساده و خوش باور تا لحظه آخر در ساخت بمب اتم کار کردند. آنانیکه هیتلر هر لحظه میتوانست آنان را درمقابل دیوار قرار دهد دست از پژوهش کشیدند اما آنانیکه در یک سیستم دموکراسی بودند با آغوش باز به دنبال ساخت بمب اتم و نابودی انسانها رفتند . نتیجه اخلاقی اینجاست وقتی دانشمندان بزرگ و باهوش جهان چنین فریب دموکراسی و جمهوری را میخورند ، پس چه توقعی میتوان از یک فرد عادی داشت که میشنود جمهوری و دموکراسی حاوی چنان عصمتی است که باید برای رسیدن به آن همه چیز خود را فدا کنیم ،تاریخ و فرهنگ خویش را فراموش کنیم و پس از جمهوری اسلامی فریاد بکشیم جمهوری ایرانی
اینشتین ده سال آخر عمر خود را صرف صلح دوستی کرد و انسانها را از نابودی نهائی توسط اتم آگاه کرد .امیدواریم که ترس هر روزه بشریت از بروز جنگ اتمی در آینده ای نزدیک برای همیشه از دلهای ما مهو شود. اما آنچه که باقی میماند این است که بشریت درس عبرتی از گذشته خودبگیرد. نظامها ، اعقاید و مذاهب هر کدام قابل احترام هستند تا زمانیکه خود را به دیگران تحمیل نکنند زیرا هر سیستم حکومتی وسیله ای است برای رسیدن به هدفی والا که همانا آزادی ، رفاه و صلح جامع بشری است اما زمانیکه این وسیله، خود تبدیل به هدف شد آنگاه سبب آزار ، بدبختی و سرافکندگی انسانها میشود
در جهان امروز حتی خود غربیها هم به این واقف هستند که ارزشها و معیارهای دموکراسی تا چه اندازه ای پایین آمده. وقتی میبینند چه اتفاقی در عراق و افغانستان می افتد و چگونه انسانها توسط مردم دموکرات در زندانها مورد شکنجه قرار میگیرند ، وقتی میبینند که هزاران میلیارد دلار پول در سیستم بانکی جهانی غیب شده با تعجب از خود و سیاستمدران خود میپرسند کجا غیب شد این همه پول؟
اما در عوض روشنفکر ساخته شده ایرانی در خارج ،هر بار که فرصت پیدا میکند نطق کند ،بر عکس تمام سخنان روشنفکران غربی را میزند. از اینرو خواهشی که از شما جوانان دارم این است که یک زبان خارجی را کامل یاد بگیرید تا از اندیشه انسانهای شجاع و دور اندیش خارجی آگاه بشوید و از شر این روشنفکران کوته اندیش ایرانی خلاص بشوید.جهان ما جهانی است که متعلق به همه انسانها است متعلق به دسته خاص با افکار خاصی نیست از اینرو باید با یکدیگر در ارتباط باشیم


