تبليغاتX
فکر آزاد جسم دربند -

هر بار که بر روی زمین یک جنبش یا انقلابی شکل گرفت،دسته ای از مردم دنیا چشم امید به این حرکت دوختند و دسته ای دیگر بر علیه او برخاستند ، انقلابیکه از فرط گرسنگی و درماندگی جامعه ای برخاست مانند انقلاب روسیه در سال 1917 ، ایده الوژی گرسنه و تشنه ای را به دنیا نشان داد که هدفش گرفتن ثروت از سرمایه داران و پر کردن شکم گرسنگان بود که در نهایت سبب کشتار میلیونها انسان و به هلاکت رساندن میلیونها انسان دیگر بر اثر قحطی در همان کشور بود. جنبش هندوستان که برای آزادی مردم هند و بیرون راندن انگلیسها از هندوستان شکل گرفت و سه دهه به طول انجامید نیز باعث تجزیه کشورو به هلاکت رسیدن میلیونها مسلمان و هندو  گشت

 

امروز نیز هستند بسیار مردم خردمند و دانائی که از ترس، تنها در گوشه این دنیا ایستاده و منتظر بروز یک معجزه می باشند، بدون آنکه آستینهای خویش را بالا زنند، زمانی بود که هنرمندان و آوازه خوانان با سرودن یک آهنگ و یا با استفاده از هنر خویش به جنگها و خونریزیهای بزرگ خاتمه دادند، اما دریغ و افسوس که وجدان بسیاری از انسانها در عصر معاصر به خواب رفته است . بدون شک تنها با باروز عقیده کمونیستی در روسیه بود که جهان وارد یک مبارزه شد که عواقب آن را ما تا به امروز می بینیم ،پس از انقلاب روسیه بود که در آلمان، هیتلر توانست از کینه و نفرت برخاسته از فقر  مردم به قدرت رسیده و وارد جنگ جهانی دوم بشود و میلیونها یهودی بیگناه بعلاوه میلیونها انسان بیگناه دیگر را در عالم به قتل رساند که یک نمونه آن نیز نبرد استالینگراد بود .سپس این نبرد ادامه یافت در کشورهای اطراف ایالت متحده و منافع او در خاور میانه ، افغانستان و

 

مسئله قابل توجه در اینجاست انقلابهای دو کشور یاد شده دارای وجوه مشترکی هستند یکی داشتن رهبری که دارای سیمای خاص و غیر عادی بود که محبوبیت آن دو از مرزهای کشور خویش نیز بیرون بودند و دارای یک هویت جهانی بودند ، لنین و گاندی دو شخصیتی بودند با اعقایدی مختلف یکی انسان دوست دیگری خلق دوست و دشمن کش( البته لنین دنباله رو اصول مارکس و هگل بود). اما مردم جهان این دو را میشناختند .این دو شخصیت توسط تبلیغات ساخته نشده بودند بلکه بدنبال یک سری تلاشها ظهور کردند و اعقاید آنان نه تنها برای مردم خویش بلکه برای جهان نیز نو و تازه بود از اینرو در میان مردم دنیا برخی طرفدار آنان بودند و برخی دولتهانیز دشمن آنان بودند. متاسفانه انقلابهای کشور ایران برای آزادی در صد سال اخیر تنها در کشورهای جهان سوم طرفدار داشته زیرا جوش و خروش فکری در مغز متفکران ما تنها توانست جامعه اسلامی را تکان دهد و هیچگونه پشتیبانی واقعی از سوی مردم جهان متمدن را نداشته  . مردم جهان متمدن امروز چشم به راهه یک پیغمبر از سوی خدا نیستند بلکه هر آن آماده گوش دادن به اعقایده تازه و بشر دوستانه می باشند البته بیش از هر چیز نباید منافع دولتهای جهان را نادیده گرفت که اگر منافع و منبع درآمد آنان نادیده گرفته شود دنیا را به خاک و خون خواهند کشید اما هر زمان آماده کمک مالی برای مردم جهان سوم هستند اگر یک مصیبت طبیعی بروز گردد و بسیار مسائل انسان دوستانه دیگر که قابل قدر دانی است

 

منافعی را که آنان امروز در مد نظر دارند بسیار روشن بوده زیر آنان بارها خود سعی در بوجود آوردن شخصی زدند برای رهبری مردم ایران در سالهای گذشته . در یک کلام باید بگویم : خاموش کردن کینه و نفرت مردم ایران . یا به زبان دیگر زنده بودن اسلام و دموکراسی تا کشورهای اسلامی اطراف ایران هیچگونه ترسی در دل نداشته و بتوانند براحتی نفت خود را که صاحب آن نیز هستند به جهان صادر کرده و پولش را در بانکهای خارجی انبار کنند

 

مسئله اساسی اینجاست ما برای حرکت اولیه خویش نیاز به یک رهبری دانا و آگاه داریم نه آنانیکه در صد سال اخیر قد برافراشتند و تمام آمال و آرزوهای مردم را به باد دادند ،یک بار خمینی را به جهان عرضه کردند یک بار مصدق را و یا اینکه قدرت  شاه قاجار رامشروطه می کنند  که تنها در تهران قدرت داشت و فئودالها و آخوندها را که وجب به وجب این خاک را در دست داشتند و دهقانان ایرانی را استعمار می کردند فراموش شدند . البته نباید تنها به بی کفایتی شاهان قاجار خرده گرفت و گناه فئودالها و آخوندان کشور خویش را فراموش کرد. اما زمانیکه من تاریخ کشور خویش را گذرا نظاره می کنم و می بینم که در دوره مشروطه از فئودال و آخوند بازخواست نشد، آنگاه تنها میتوانم افسوس بخورم

 

هموطنان عزیز وظیفه ای که امروز بر دوش یکایک ما ایرانیان قرار گرفته است حفظ تمامیت ارضی ایران و آزادی مردم ستم دیده آن است  تا زمانیکه منابع نفت و گاز کشور ما تمام گشته و ما بتوانیم کشور خویش را از سیاستمداران ساختگی و ثروت پرستان وطن فروش رها سازیم.امید است که تا آن زمان بتوانیم با فروش این ماده کشور خویش را آباد کنیم و سطح دانش و آگاهی مردم ستم دیده خود را بالا بریم

 

آرزوهای بزرگ و بلند میسرخواهند شد برای مردم ایران تنها  زمانیکه با سعی و تلاش، ایده ای نو و شخصیتهای پاک و وطن دوست بتوانند جوهر انسانی خویش را در یک کشور مانند ایران بسازنند. تا زمانیکه مردم ایران به دنبال بازسازی فکری خویش و مردم کشور خویش نباشند همواره مجبور به کپی کردن از طرز فکرها و اعقاید امتحان شده و نابود شده در طول تاریخ خواهند بود و از همین طریق کشور خویش را به عقب می برند.فکری نو و شخصیتی نو فرایندی است که به زمان احتیاج دارد تا بتواند خود را بسازد، متاسفانه چنین چیزی را ما امروز نداریم و محیط زیست خویش ایران ،امروز بدست دشمنان بشریت هست و طرح حمله به کشور عزیزمان ایران، بر روی میز ابر قدرتهای جهان است که میخواهند برای مردمی دموکراسی بیاورند که 29 سال در زیر ستم این ظالمان ذجر کشیده اند و 18 ساعت در روز کار کرده تا شکم خانواده خویش را سیر کنند و اگرموفق نشوند، یا خانواده خویش را مسموم کرده و یا اینکه زن خویش را به روسپیگری وا میدارند تا زنده بمانند .اگر این 18 ساعت کار،کاری سازنده برای جامعه بود ،می باید اقتصاد ایران کاملا شکوفا میشد ، اما از آنجا که چنین نیست می شود حدس زد که مردم ستم دیده ایران دست به چه کاری میزنند تا زنده بمانند . حال آیا مردم کشور ما مردمی دموکرات هستند ؟ آیا با برنامه های ماهواره ای میتوان از مردمی ،مردم دموکرات ساخت؟ در هر حال مردم ایران بیشتر وقت خود را برای امرار معاش در جامعه اسلامی ایران می گذرانند چگونه میتوان   مردمی را دموکرات کرد که محیط عمل در آن کشور کاملا استبدادی است؟ یادگیری همیشه توام است با عمل،اما کدام عمل؟ متاسفانه کشور ما سالهای سال با آن دموکراسی فاصله دارد که از صد ساله گذشته تا کنون برای آن سر و دست شکسته و خون داده شده . تنها این سیاستمداران ساختگی بودند که توانستند جیب خویش را پر کرده و کشور را به نابودی بکشانند. آری امروز کشور ما سیاستمدار وطن دوست و بشر دوست احتیاج دارد نه سیاستمدارانیکه چشم خویش را بسته و می گویند : ما باید به هر قیمتی شده به دموکراسی برسیم حتی اگر

 

برخی بر من نام دیکتاتور مینهد ، بگذار این تهمت را به من بزنند ، اما من نمیتوانم چشم خویش را ببندم و شاهد نابودی مردم و کشور خویش گردم . من هیچ مشگلی با دموکراسی در ایران ندارم اگر و تنهااگر مردم ایران مردمی دموکرات باشند تا بتوانند سیاستمداران قلابی را از سیاستمداران واقعی و انسان دوست تمییز دهند.مشکلی که امروز در مقابل ما قرار گرفته است،ایران است نه اینکه دست به دامان ابر قدرتها بیفتیم تا آنان به کشور ما حمله کنند تا سیاستمداران در تبهعید که مسبب انقلاب 57 بودند پس از پیاده شدن از هواپیما بر روی فرشهای قرمز به حکومت نشسته و برای ما دموکراسی بسازند.ایران باید به کمک ابرقدرتها و مردم ایران آزاد گردد (همان راه حل سوم که شاهزاده می فرماید )تا سیاستمداران در تبعید دموکراسی خواه، بتوانند با آزادی به کشور خویش برگردنند و سخان خود را به مردم خویش بگویند و نظر دیگران را نیز گوش دهند و دست به اسلحه نبرند . در غیر اینصورت ایران تنها صحنه مبارزه تروریستهای اسلامی خواهد شد مانند عراق و افغانستان

 

درود بر شاهزاده رضا پهلوی ، زیرا او تنها کسی است که شعار اتحاد، همبستگی و دموکراسی را سر میدهد . به امید همبستگی ما ایرانیان.

زنده باد ایران و زنده باد آزادی

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 20:36  توسط برديا فروهر  | 

online slots
web counters
Online Users