تبليغاتX
فکر آزاد جسم دربند - مورچگان
 

روزی دوستی از من سوال کرد که آیا به آفریدگار هستی اعتقاد دارم یا نه ؟ و احتمال بودن یا نبودن آن را چقدر تخمین میزنم . به او گفتم من احتمال بودن یک آفردیگار را نود و نه درصد تخمین میزنم و بر این باورم که او کتاب آسمانی خود را قبل از آفرینش بشر بوجود آورده است.


آفریدگار زمین و زمان از روز نخست در داخل هستی برای ما کتابی به یادگار گذاشت که ما بتوانیم با استفاده از آن، راه و روش زندگی را بیاموزیم . در جهان امروز، بشریت به سطح دانش بالائی دست یافته است که تمام آن دانش را از تامل در کتاب آسمانی بدست آورده که همانا جهان هستی و تمام مخلوقات ان است. بشر با دیدن پرواز پرندگان به فکر اختراع هواپیما شد با دیدن ماهیان به فکر درست کردن زیر دریائی شد و با دیدن خورشید و انرژی بسیار بزرگ درآن،دریافت که انرژی خورسید باید درون ذراتی باشد که در خورشید است و بمب اتم را ساخت . امروز نیز بشر با تامل در طبیعت، به فکر ساده نمودن مشکلات روزمره خویش است و نام دانش را بر آن نهاده است ، اما دانش بشر تا به امروز ماورای علم و دانشی نیست که خالق هستی بر جای جای این جهان حکمفرما کرده.


به جنگل بنگرید و ببینید که چگونه یک شیر بدنبال روزی خود در جنگل گشته و حیوانات را شکار می کند ، شیر آنقدر قوی است که خود به تنهائی بدنبال شکار رفته و زندگی می کند . اما مورچه موجودی کوچک ،که در زیر دست و پا نابود میشود را خداوند قدرتی داده که تمام مورچه ها در کنار یکدیگر و

  1. با برخورداری از یک ملکه ،

  2. مورچه های سرباز ،

  3. مورچه های کارگر

  4. و سیستم منظم و قوی مرکزی ،

  5. ....

    حتی بتوانند یک فیل که ده برابر یک شیر است را از پای در بیاورند.این خالق زمین و آسمان با به جای گذاشتن مورچگان در این دنیا به ما انسانها همانا کتاب خود را تا ابدیت در دسترس ما قرار داد، و به ما نشان داد که چگونه با یک هدفی مشخص و معین ،با یک سیستم مرکزی، حتی ضعیفترین گروه انسانی از ما میتواند کاری غیر ممکن را عملی کند.


این تنها مورچگان نیستند که ملکه دارند ، زنبور ها و بسیار حیوانات کوچک و ناچیز دیگری نیز در طبیعت هستند که به تنهائی هیچ کاری از آنان ساخته نیست اما با داشتن ملکه و سیستم مرکزی حتی بشر امروز را نیز به زانو در آورده اند.


آیا این همانا آموزش و کتاب خداوند به بشر نیست که تا زمانیکه زمین پا بر جاست به ما درس یگانگی میدهد؟ امروز که مردم ایران آواره جهان هستند و تازیانه استعمار و بردگی را بر پیکر و روان خویش احساس می کنند، آیا زمان آن نرسیده است که قدری تامل در کتاب راستین خالق هستی کنیم و خود را از این رنج و محنت برهانیم؟


حتی حضرت مسیح که سلام و درود بشریت بر او باد ، به انسانها گفت که من پادشاه آسمانها هستم و هر آنکه به خداوند ایمان بیاورد در کنار من پادشاه آسمانها خواهد شد. او به پیروانش که به آنها عشق و دوستی را آموخت، وعده پادشاهی آسمانها را داد. حضرت مسیح به وجود سناتورهای روم آگاه بود اما هیچگاه مقام یارانش را با سناتوری آسمانها مقایسه نکرد، زیرا که او به کتاب آسمانی واقعی که همانا طبیعت است آگاه بود . اما بشر امروز دشمن نام پادشاهی گشته و هر کجا که سایه پادشاهی را ببیند آن را نابود می کند و از سوی دیگر به پادشاهی آسمانها نیز معتقد است.


این آموزشهای مسیح مقدس بود که توانست به کشتن گلادیاتورها در روم پایان بدهد و به بشریت بار دیگر صلح و دوستی را برگرداند ، اما پس از قرنها بار دیگر همین بشر دانا و توانا بود که به اسم آئین ...... سایه قرون وسطی را در اروپا گسترانید. این مسیح نبود بلکه بشر خود قرون وسطی را بوجود آورد.


هم میهن عزیز از مورچگان بیاموز! ، از طبیعت بیاموز! زیرا خالق جهان، کتاب بهزیستی انسانها را در هر نقطعه از این جهان پخش نموده .آنچه که ما را در مقابل دشمن خود قوی می کند یکانگی ماست نه چندگانگی ما در مقابل دشمن .

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 16:42  توسط برديا فروهر  | 

online slots
web counters
Online Users